ploys

[ایالات متحده]/plɔɪz/
[بریتانیا]/plɔɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استراتژی‌ها یا تاکتیک‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

deceptive ploys

حمله‌های فریبنده

tactical ploys

حمله‌های تاکتیکی

clever ploys

حمله‌های زیرکانه

manipulative ploys

حمله‌های دستکاری‌کننده

underhanded ploys

حمله‌های پنهانی

strategic ploys

حمله‌های استراتژیک

sneaky ploys

حمله‌های مخفیانه

simple ploys

حمله‌های ساده

effective ploys

حمله‌های مؤثر

common ploys

حمله‌های رایج

جملات نمونه

she used clever ploys to win the game.

او از حقه های زیرکانه برای بردن بازی استفاده کرد.

the marketing team employed various ploys to attract customers.

تیم بازاریابی از روش های مختلف برای جذب مشتریان استفاده کرد.

his ploys often backfired, causing more trouble.

حقه های او اغلب به ضرر خود تمام می شد و مشکلات بیشتری ایجاد می کرد.

they resorted to underhanded ploys to gain an advantage.

آنها برای به دست آوردن برتری به حقه های غیرمشروع متوسل شدند.

she recognized his ploys and refused to be manipulated.

او حقه های او را تشخیص داد و از دستکاری شدن امتناع کرد.

the politician's ploys were transparent to the public.

حقه های سیاستمدار برای مردم آشکار بود.

he often uses emotional ploys to sway opinions.

او اغلب از حقه های احساسی برای تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی استفاده می کند.

her ploys to avoid work were obvious to everyone.

حقه های او برای فرار از کار برای همه آشکار بود.

they devised clever ploys to outsmart their opponents.

آنها حقه های زیرکانه ای برای شکست دادن حریفان خود طراحی کردند.

his ploys may have worked once, but not again.

ممکن است حقه های او یک بار جواب داده باشد، اما دیگر نه.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید