ruses

[ایالات متحده]/ˈruːzɪz/
[بریتانیا]/ˈruːzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترفندها یا استراتژی‌های استفاده شده برای فریب دادن

عبارات و ترکیب‌ها

clever ruses

حيله‌های باهوش

deceptive ruses

حيله‌های فریبنده

simple ruses

حيله‌های ساده

common ruses

حيله‌های رایج

effective ruses

حيله‌های مؤثر

elaborate ruses

حيله‌های پیچیده

old ruses

حيله‌های قدیمی

artful ruses

حيله‌های ماهرانه

subtle ruses

حيله‌های ظریف

جملات نمونه

he used clever ruses to win the game.

او از حقه های زیرکانه برای بردن بازی استفاده کرد.

they employed various ruses to deceive their opponents.

آنها از حقه های مختلف برای فریب دادن حریفان خود استفاده کردند.

her ruses were so convincing that no one suspected a thing.

حقه های او به قدری قانع کننده بودند که هیچ کس به چیزی شک نکرد.

the spy relied on ruses to gather information.

جاسوس برای جمع آوری اطلاعات به حقه ها متکی بود.

using ruses can sometimes backfire.

استفاده از حقه ها گاهی اوقات ممکن است به ضرر خودتان تمام شود.

he was known for his ingenious ruses in negotiations.

او به خاطر حقه های زیرکانه اش در مذاکرات شناخته شده بود.

they crafted elaborate ruses to escape detection.

آنها حقه های پیچیده ای برای فرار از شناسایی طراحی کردند.

ruses can be a double-edged sword in strategy.

حقه ها می توانند در استراتژی یک شمشیر دولبه باشند.

his ruses often left others confused and frustrated.

حقه های او اغلب دیگران را گیج و ناراحت می کرد.

she admired his ability to devise clever ruses.

او توانایی او در طراحی حقه های زیرکانه را تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید