feather plucker
کندهکننده پر
chicken plucker
کندهکننده مرغ
plucker machine
دستگاه کندهکننده
plucker tool
ابزار کندهکننده
plucker operator
اپراتور کندهکننده
plucker device
دستگاه کندهکننده
plucker setup
راهاندازی کندهکننده
plucker parts
قطعات کندهکننده
plucker system
سیستم کندهکننده
plucker service
خدمات کندهکننده
the plucker removed the feathers quickly.
چکهکش پرها را به سرعت جدا کرد.
she is a skilled plucker of ripe fruits.
او یک چکهکش ماهر در جدا کردن میوههای رسیده است.
the chicken plucker was very efficient.
چکهکش مرغ بسیار کارآمد بود.
he works as a plucker in a poultry factory.
او به عنوان چکهکش در یک کارخانه طیور کار میکند.
the plucker's job is essential for processing.
کار چکهکش برای فرآوری ضروری است.
she used a special tool as a plucker.
او به عنوان چکهکش از یک ابزار خاص استفاده کرد.
the plucker demonstrated his technique.
چکهکش تکنیک خود را نشان داد.
every farmer needs a reliable plucker.
هر کشاورزی به یک چکهکش قابل اعتماد نیاز دارد.
the plucker worked tirelessly during the harvest.
چکهکش در طول برداشت محصول بیوقفه کار کرد.
using a mechanical plucker can save time.
استفاده از یک چکهکش مکانیکی میتواند در زمان صرفهجویی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید