plugging

[ایالات متحده]/ˈplʌɡɪŋ/
[بریتانیا]/ˈplʌɡɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل مسدود کردن یا پر کردن یک سوراخ یا فضا
v. شکل حال استمراری plug

عبارات و ترکیب‌ها

plugging in

وصل کردن

plugging away

سعی کردن و ادامه دادن

plugging holes

چسباندن سوراخ ها

plugging leaks

درپوش نشتی

plugging gaps

پر کردن شکاف ها

plugging charges

شارژ کردن

plugging devices

اتصال دستگاه ها

plugging sources

اتصال منابع

plugging inputs

اتصال ورودی ها

plugging outputs

اتصال خروجی ها

جملات نمونه

he is plugging in the new computer.

او در حال وصل کردن کامپیوتر جدید است.

she is plugging the charger into the wall.

او شارژر را به دیوار وصل می کند.

they are plugging the holes in the wall.

آنها سوراخ های دیوار را وصل می کنند.

we need to start plugging the gaps in our knowledge.

ما باید شروع به پر کردن شکاف های دانش خود کنیم.

he was plugging away at his homework all night.

او تمام شب به تکالیف خود مشغول بود.

she is plugging her new book on social media.

او کتاب جدید خود را در رسانه های اجتماعی منتشر می کند.

he is plugging the data into the spreadsheet.

او داده ها را در صفحه گسترده وارد می کند.

they are plugging their new product during the event.

آنها محصول جدید خود را در طول رویداد معرفی می کنند.

she keeps plugging away at her goals despite challenges.

او با وجود چالش ها به تلاش برای رسیدن به اهداف خود ادامه می دهد.

he is plugging in his headphones to listen to music.

او هدفون خود را برای گوش دادن به موسیقی وصل می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید