plugging in
وصل کردن
plugging away
سعی کردن و ادامه دادن
plugging holes
چسباندن سوراخ ها
plugging leaks
درپوش نشتی
plugging gaps
پر کردن شکاف ها
plugging charges
شارژ کردن
plugging devices
اتصال دستگاه ها
plugging sources
اتصال منابع
plugging inputs
اتصال ورودی ها
plugging outputs
اتصال خروجی ها
he is plugging in the new computer.
او در حال وصل کردن کامپیوتر جدید است.
she is plugging the charger into the wall.
او شارژر را به دیوار وصل می کند.
they are plugging the holes in the wall.
آنها سوراخ های دیوار را وصل می کنند.
we need to start plugging the gaps in our knowledge.
ما باید شروع به پر کردن شکاف های دانش خود کنیم.
he was plugging away at his homework all night.
او تمام شب به تکالیف خود مشغول بود.
she is plugging her new book on social media.
او کتاب جدید خود را در رسانه های اجتماعی منتشر می کند.
he is plugging the data into the spreadsheet.
او داده ها را در صفحه گسترده وارد می کند.
they are plugging their new product during the event.
آنها محصول جدید خود را در طول رویداد معرفی می کنند.
she keeps plugging away at her goals despite challenges.
او با وجود چالش ها به تلاش برای رسیدن به اهداف خود ادامه می دهد.
he is plugging in his headphones to listen to music.
او هدفون خود را برای گوش دادن به موسیقی وصل می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید