plugger

[ایالات متحده]/ˈplʌɡə/
[بریتانیا]/ˈplʌɡər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده پرکننده یا بسته‌بندی; کارگر سخت‌کوش یا کارگر; تبلیغ‌کننده یا آگهی‌دهنده; پرکردگی دندان
Word Forms
جمعpluggers

عبارات و ترکیب‌ها

power plugger

دوشاخه‌ی برق

socket plugger

دوشاخه پریز

plugger tool

ابزار دوشاخه

plugger device

دستگاه دوشاخه

plugger connector

اتصال‌دهنده دوشاخه

cable plugger

دوشاخه کابل

audio plugger

دوشاخه صوتی

adapter plugger

دوشاخه آداپتور

wire plugger

دوشاخه سیم

usb plugger

دوشاخه USB

جملات نمونه

the plugger worked tirelessly to finish the project.

او به طور خستگی‌ناپذیری برای اتمام پروژه تلاش کرد.

she is a real plugger when it comes to her studies.

او در مورد تحصیلاتش واقعاً یک تلاشگر است.

as a plugger, he never gives up on his goals.

به عنوان یک تلاشگر، او هرگز از اهداف خود دست نمی‌کشد.

the plugger managed to fix the issue before the deadline.

او قبل از مهلت مقرر موفق شد مشکل را رفع کند.

being a plugger means you have to be dedicated.

تلاشگر بودن به این معنی است که شما باید متعهد باشید.

her reputation as a plugger earned her many opportunities.

شهرت او به عنوان یک تلاشگر فرصت‌های زیادی را برای او فراهم کرد.

the team needs a plugger to drive the project forward.

تیم به یک تلاشگر برای پیشبرد پروژه نیاز دارد.

he is known as a plugger in his workplace.

او به عنوان یک تلاشگر در محل کارش شناخته می‌شود.

being a plugger can sometimes lead to burnout.

تلاشگر بودن گاهی اوقات می‌تواند منجر به فرسودگی شود.

she is a plugger who always goes the extra mile.

او یک تلاشگر است که همیشه فراتر از حد معمول تلاش می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید