poetics

[ایالات متحده]/pəʊˈɛtɪks/
[بریتانیا]/poʊˈɛtɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مطالعه شعر؛ نوشته‌ها در مورد شعر؛ کیفیت احساسی شعر

عبارات و ترکیب‌ها

lyric poetics

غزل‌سرایی

visual poetics

هنرنمایی

musical poetics

موسیقی‌سرایی

theoretical poetics

نظریه‌پردازی

cultural poetics

فرهنگ‌سرایی

narrative poetics

داستان‌سرایی

poetic poetics

غزل‌پردازی

digital poetics

دیجیتال‌سرایی

performative poetics

اجرایی

social poetics

اجتماعی

جملات نمونه

her poetics reflect the beauty of nature.

تربیت او بازتاب زیبایی طبیعت است.

he studied the poetics of ancient literature.

او شعرشناسی ادبیات باستانی را مطالعه کرد.

poetics can greatly influence modern writing.

شعرشناسی می تواند تأثیر زیادی بر نویسندگی مدرن داشته باشد.

the poetics of the poem evoke deep emotions.

شعرشناسی شعر احساسات عمیقی را برمی انگیزد.

understanding poetics is essential for literary analysis.

درک شعرشناسی برای تحلیل ادبی ضروری است.

she teaches poetics at the university level.

او شعرشناسی را در سطح دانشگاه تدریس می کند.

his book explores the poetics of storytelling.

کتاب او به بررسی شعرشناسی داستان سرایی می پردازد.

poetics involves the study of form and meaning.

شعرشناسی شامل مطالعه شکل و معنا است.

they debated the poetics of modern art.

آنها در مورد شعرشناسی هنر مدرن بحث کردند.

her approach to poetics is innovative and unique.

رویکرد او به شعرشناسی نوآورانه و منحصر به فرد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید