pogey

[ایالات متحده]/ˈpəʊɡi/
[بریتانیا]/ˈpoʊɡi/

ترجمه

n. (دولت یا آژانس خیریه) کمک بیکاری؛ (بیمه بیکاری ارائه شده توسط دولت)؛ (آژانس کمک‌رسانی برای بیکاران)
adj. (کانادایی) کمک دولت (یا آژانس خیریه)؛ [زبان عامیانه کانادایی] صادر شده توسط دفاتر کمک بیکاری [همچنین pogie، pogy]
Word Forms
جمعpogeys

عبارات و ترکیب‌ها

pogey bait

pogey bait

pogey prize

pogey prize

pogey money

pogey money

pogey life

pogey life

pogey status

pogey status

pogey points

pogey points

pogey game

pogey game

pogey vibes

pogey vibes

pogey culture

pogey culture

pogey friends

pogey friends

جملات نمونه

he always acts a bit pogey when he’s nervous.

او معمولاً وقتی عصبی است کمی خجولانه رفتار می‌کند.

don't be so pogey about the situation; it will work out.

در مورد این وضعیت آنقدرها خجول نباشید؛ همه چیز درست خواهد شد.

she felt pogey after forgetting her lines on stage.

بعد از فراموش کردن دیالوگ‌هایش روی صحنه احساس خجالت کرد.

his pogey behavior made everyone laugh.

رفتار خجولانه‌اش باعث خنده همه شد.

it's okay to feel a bit pogey sometimes.

گاهی اوقات کمی خجالت کشیدن اشکالی ندارد.

she tried to act cool, but ended up looking pogey.

او سعی کرد خونسرد به نظر برسد، اما در نهایت خجول به نظر رسید.

that pogey moment will be a funny memory later.

آن لحظه خجولانه بعداً به خاطره‌ای خنده‌دار تبدیل خواهد شد.

he was feeling pogey after tripping over his own feet.

بعد از اینکه روی پای خودش افتاد احساس خجالت کرد.

don't let a pogey mistake ruin your day.

نگذارید یک اشتباه خجولانه روزت را خراب کند.

she laughed at her pogey dance moves.

او به حرکات رقص خجولانه‌اش خندید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید