pogies

[ایالات متحده]/ˈpəʊdʒiːz/
[بریتانیا]/ˈpoʊdʒiz/

ترجمه

n. ماهی گل سرخ؛ نوعی ماهی

عبارات و ترکیب‌ها

catching pogies

گرفتن پوگی

fishing for pogies

ماهیگیری برای پوگی

pogies in schools

پوگی در مدارس

pogies as bait

پوگی به عنوان طعمه

pogies are plentiful

پوگی فراوان است

pogies in season

فصل پوگی

pogies for sale

پوگی برای فروش

pogies caught

پوگی گرفته شده

pogies and mackerel

پوگی و ساردین

pogies in nets

پوگی در تور

جملات نمونه

he caught some pogies while fishing by the shore.

او در حین ماهیگیری در نزدیکی ساحل، چند پوگی به دست آورد.

pogies are often used as bait for larger fish.

پوگی ها اغلب به عنوان طعمه برای ماهی های بزرگتر استفاده می شوند.

we saw a school of pogies swimming near the boat.

ما یک گروه پوگی را در حال شنا کردن نزدیک قایق دیدیم.

pogies can be found in both fresh and saltwater.

پوگی ها را می توان هم در آب شیرین و هم در آب شور یافت.

the fishermen were excited to see pogies in the net.

ماهیگیران از دیدن پوگی در تور هیجان زده شدند.

she learned how to catch pogies from her grandfather.

او یاد گرفت که چگونه پوگی را از پدربزرگش به دست آورد.

pogies are a popular target for recreational anglers.

پوگی ها یک هدف محبوب برای صیادان تفریحی هستند.

during the summer, pogies migrate closer to the coast.

در طول تابستان، پوگی ها به ساحل نزدیکتر مهاجرت می کنند.

he enjoyed cooking pogies with a spicy sauce.

او از پختن پوگی با سس تند لذت برد.

understanding the behavior of pogies can improve fishing success.

درک رفتار پوگی ها می تواند موفقیت ماهیگیری را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید