poins

[ایالات متحده]/pɔɪn/
[بریتانیا]/pɔɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی آنتی‌بیوتیک نامشخص که توسط قارچ Fusarium sporotrichiella var. paoe Bilai تولید می‌شود، که از موارد گلودرد چرکی کشت شده و در برابر استافیلوکوک و استرپتوکوک در شرایط آزمایشگاهی مؤثر است.

عبارات و ترکیب‌ها

point of view

نقطه نظر

point taken

نکته‌ای درسته

point out

اشاره کردن

point system

سیستم امتیاز

starting point

نقطه شروع

focal point

نقطه کانونی

point score

امتیاز

point blank

رو در رو

meeting point

نقطه ملاقات

turning point

نقطه عطف

جملات نمونه

at this point, we need to make a decision.

در این مرحله، ما باید تصمیمی بگیریم.

she made a valid point during the discussion.

او در طول بحث، نکته درستی را مطرح کرد.

let's focus on the main point of the argument.

بیایید بر روی نکته اصلی استدلال تمرکز کنیم.

he pointed out the flaws in the plan.

او نقاط ضعف طرح را نشان داد.

it's important to get to the point quickly.

مهم است که به سرعت به اصل مطلب برسیم.

she made a good point about the project's timeline.

او نکته خوبی در مورد جدول زمانی پروژه مطرح کرد.

we reached a turning point in our negotiations.

ما به یک نقطه عطف در مذاکرات خود رسیدیم.

he is at a critical point in his career.

او در یک نقطه بحرانی در دوران حرفه ای خود قرار دارد.

she always brings up valid points in meetings.

او همیشه نکات معتبر را در جلسات مطرح می کند.

at this point, we should evaluate our options.

در این مرحله، باید گزینه های خود را ارزیابی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید