pointsman

[ایالات متحده]/ˈpɔɪnts.mən/
[بریتانیا]/ˈpɔɪnts.mən/

ترجمه

n. افسر پلیس راهنمایی و رانندگی؛ کنترل کننده ترافیک
شکل‌های واژه
جمعpointsmen

عبارات و ترکیب‌ها

pointsman duties

وظایف متروکار

pointsman position

موقعیت متروکار

pointsman role

نقش متروکار

pointsman training

آموزش متروکار

pointsman signal

سیگنال متروکار

pointsman responsibilities

مسئولیت‌های متروکار

pointsman instructions

دستورالعمل‌های متروکار

pointsman tasks

وظایف متروکار

pointsman guidelines

راهنمایی‌های متروکار

pointsman coordination

هماهنگی متروکار

جملات نمونه

the pointsman waved his flag to signal the train.

نقاد، پرچم خود را به علامت دادن به قطار تکان داد.

every pointsman must be alert to ensure safety.

هر نقاد باید مراقب باشد تا از ایمنی اطمینان حاصل کند.

the pointsman is responsible for directing the traffic.

نقاد مسئولیت هدایت ترافیک را بر عهده دارد.

during the storm, the pointsman worked tirelessly.

در طول طوفان، نقاد بی‌وقفه کار کرد.

training for a pointsman requires extensive knowledge.

آموزش برای یک نقاد نیاز به دانش گسترده ای دارد.

the pointsman communicated with the control center.

نقاد با مرکز کنترل ارتباط برقرار کرد.

a skilled pointsman can prevent accidents.

یک نقاد ماهر می تواند از بروز حوادث جلوگیری کند.

at the junction, the pointsman changed the track.

در تقاطع، نقاد مسیر را تغییر داد.

the pointsman followed strict protocols during operations.

نقاد در طول عملیات از پروتکل های سخت پیروی کرد.

locals often rely on the pointsman for guidance.

ساکنان اغلب برای راهنمایی به نقاد متکی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید