poises

[ایالات متحده]/pɔɪzɪz/
[بریتانیا]/pɔɪzɪz/

ترجمه

v. تعادل می‌دهد (شخص سوم مفرد از poise)؛ یک موقعیت را حفظ می‌کند؛ محکم نگه می‌دارد؛ تثبیت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

poises for action

آماده برای اقدام

poises on edge

در آستانه

poises to strike

آماده ضربه زدن

poises for success

آماده برای موفقیت

poises in balance

در تعادل

poises for growth

آماده برای رشد

poises for impact

آماده برای تاثیرگذاری

poises for change

آماده برای تغییر

poises to perform

آماده برای اجرا

poises for innovation

آماده برای نوآوری

جملات نمونه

she poises gracefully before taking the leap.

او با ظرافت قبل از پرش، خود را آماده می‌کند.

the dancer poises on one leg, showcasing her balance.

رقصنده روی یک پا تعادل خود را به نمایش می‌گذارد.

he poises the camera to capture the perfect shot.

او دوربین را برای گرفتن عکس عالی، آماده می‌کند.

the cat poises itself to pounce on the unsuspecting mouse.

گربه خود را برای حمله به موش غافلگیر کرده، آماده می‌کند.

she poises questions that challenge our assumptions.

او سوالاتی مطرح می‌کند که فرضیات ما را به چالش می‌کشند.

the athlete poises for the final jump in the competition.

ورزشکار برای آخرین پرش در مسابقه، خود را آماده می‌کند.

he poises himself to make a difficult decision.

او برای تصمیم‌گیری دشوار، خود را آماده می‌کند.

the statue poises majestically in the center of the park.

مجسمه به عظمت در مرکز پارک قرار دارد.

she poises her thoughts before speaking in public.

او قبل از صحبت کردن در جمع، افکار خود را آماده می‌کند.

the bird poises in mid-air, ready to dive.

پرنده در هوا آماده شیرجه زدن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید