topples

[ایالات متحده]/ˈtɒp.əlz/
[بریتانیا]/ˈtɑː.pəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به زمین افتادن یا باعث افتادن شدن؛ سرنگون کردن یا شکست دادن

عبارات و ترکیب‌ها

topples over

سر می‌اندازد

topples down

به پایین می‌افتد

topples easily

به راحتی می‌افتد

topples quickly

به سرعت می‌افتد

topples first

ابتدا می‌افتد

topples freely

به طور آزادانه می‌افتد

topples suddenly

ناگهان می‌افتد

topples forward

به جلو می‌افتد

topples backward

به عقب می‌افتد

topples sideways

به پهلو می‌افتد

جملات نمونه

the strong wind topples the trees in the park.

باد شدید درختان را در پارک واژگون می‌کند.

the sudden scandal topples the politician's career.

رسوای ناگهانی باعث سقوط حرفه سیاستمدار می‌شود.

the heavy rain topples the carefully stacked boxes.

باران شدید جعبه‌های چیده شده را واژگون می‌کند.

his reckless actions could topple the entire project.

اقدامات بی‌پروايش می‌توانست کل پروژه را واژگون کند.

the new evidence could topple the previous verdict.

شواهد جدید می‌توانست حکم قبلی را واژگون کند.

the king's decision to raise taxes topples the monarchy.

تصمیم پادشاه برای افزایش مالیات باعث سقوط سلطنت می‌شود.

in the game, a single mistake can topple your strategy.

در بازی، یک اشتباه می‌تواند استراتژی شما را واژگون کند.

the protestors aim to topple the corrupt regime.

معترضان هدفشان واژگون کردن رژیم فاسد است.

the unexpected news topples her plans for the weekend.

خبرهای غیرمنتظره برنامه‌های آخر هفته او را واژگون می‌کند.

a strong argument can topple even the most stubborn beliefs.

یک استدلال قوی می‌تواند حتی راسخ‌ترین باورها را نیز واژگون کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید