polemical

[ایالات متحده]/pəˈlemɪkl/
[بریتانیا]/pəˈlemɪkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا درگیر در اختلاف یا جنجال، جدلی، تحریک کننده بحث.

جملات نمونه

The article was written in a polemical style, stirring up controversy.

مقاله به سبک جدلی نوشته شده بود و باعث ایجاد جنجال شد.

His polemical remarks offended many people in the audience.

اظهارات جدلی او باعث ناراحتی بسیاری از افراد حاضر در سالن شد.

She is known for her polemical writing on social issues.

او به خاطر نوشته های جدلی خود در مورد مسائل اجتماعی شناخته شده است.

The book offers a polemical critique of modern capitalism.

این کتاب یک نقد جدلی از سرمایه داری مدرن ارائه می دهد.

The politician's polemical speeches often spark heated debates.

سخنرانی های جدلی سیاستمدار اغلب باعث ایجاد بحث های داغ می شود.

The professor engaged in a polemical debate with his colleague.

این پروفسور در یک بحث جدلی با همکارش شرکت کرد.

The polemical nature of the discussion made it difficult to reach a consensus.

طبیعت جدلی بحث باعث شد که رسیدن به اجماع دشوار شود.

Her polemical tone alienated some of her readers.

لحن جدلی او باعث بیگانگی برخی از خوانندگانش شد.

The film director's polemical views on censorship drew both criticism and praise.

دیدگاه های جدلی کارگردان فیلم در مورد سانسور هم انتقاد و هم تحسین را برانگیخت.

The polemical exchange between the two scholars lasted for hours.

تبادل جدلی بین دو محقق ساعت ها طول کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید