polestar

[ایالات متحده]/ˈpəʊl.stɑː/
[بریتانیا]/ˈpoʊl.stɑːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ستاره‌ای که برای راهنمایی استفاده می‌شود؛ یک اصل راهنما
Word Forms
جمعpolestars

عبارات و ترکیب‌ها

guiding polestar

ستاره راهنما

polestar of hope

ستاره امید

polestar principle

اصل قطب‌نما

navigational polestar

قطب‌نمای ناوبری

polestar of truth

ستاره حقیقت

polestar of guidance

ستاره راهنمایی

bright polestar

قطب‌نمای درخشان

polestar for change

قطب‌نمای تغییر

constant polestar

قطب‌نمای ثابت

polestar of vision

ستاره دید

جملات نمونه

the polestar has guided sailors for centuries.

ستاره شمالي قرن‌ها راهنمای دریانوردان بوده است.

in navigation, the polestar is a crucial reference point.

در ناوبری، ستاره شمالي یک نقطه مرجع حیاتی است.

many cultures see the polestar as a symbol of guidance.

فرهنگ‌های بسیاری ستاره شمالي را به عنوان نمادی از هدایت می‌بینند.

finding the polestar can help you determine your direction.

پیدا کردن ستاره شمالي می‌تواند به شما در تعیین جهتتان کمک کند.

she regarded her dreams as the polestar of her life.

او رویاهایش را به عنوان ستاره شمالي زندگی‌اش می‌دانست.

the polestar is often used in astronomy classes.

ستاره شمالي اغلب در کلاس‌های نجوم استفاده می‌شود.

he used the polestar to navigate through the night.

او از ستاره شمالي برای پیدا کردن مسیرش در شب استفاده کرد.

in literature, the polestar represents unwavering hope.

در ادبیات، ستاره شمالي نمایانگر امید ناگسستنی است.

many explorers relied on the polestar during their journeys.

بسیاری از کاوشگران در طول سفرشان به ستاره شمالي اعتماد می‌کردند.

understanding the polestar's position is essential for navigation.

درک موقعیت ستاره شمالي برای ناوبری ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید