policing

[ایالات متحده]/pəˈliːsɪŋ/
[بریتانیا]/pəˈliːsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کار انجام شده توسط افسران پلیس؛ نظارت و مدیریت
v. حفظ قانون و نظم؛ حفاظت

عبارات و ترکیب‌ها

community policing

پلیس محلی

policing strategies

استراتژی‌های پلیسی

effective policing

پلیس‌کاری مؤثر

جملات نمونه

community policing is an effective approach to crime prevention

پلیس محلی یک رویکرد مؤثر برای پیشگیری از جرم و جنایت است

policing in big cities can be challenging due to high crime rates

پلیس در شهرهای بزرگ به دلیل نرخ بالای جرم و جنایت می تواند چالش برانگیز باشد

effective policing requires collaboration between law enforcement and the community

پلیس موثر نیاز به همکاری بین مجریان قانون و جامعه دارد

policing strategies need to adapt to changing social dynamics

استراتژی های پلیس باید با تغییرات پویایی های اجتماعی سازگار شوند

policing plays a crucial role in maintaining public safety

پلیس نقش مهمی در حفظ امنیت عمومی ایفا می کند

modern policing involves the use of technology for crime prevention

پلیس مدرن شامل استفاده از فناوری برای پیشگیری از جرم و جنایت است

policing practices vary from country to country

روش های پلیس بسته به کشور متفاوت است

policing aims to uphold the rule of law and protect citizens' rights

هدف پلیس حفظ قانون و حمایت از حقوق شهروندان است

policing requires officers to undergo rigorous training

پلیس نیاز دارد افسران برای گذراندن آموزش های سخت و طاقت فرسا ثبت نام کنند

community policing fosters trust between law enforcement and residents

پلیس محلی اعتماد بین مجریان قانون و ساکنان را تقویت می کند

نمونه‌های واقعی

Your platforms really suck at policing themselves.

پلتفرم‌های شما واقعاً در خودکنترداری پلیس ضعیف هستند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Orson sent the police an anonymous tip.

اورسون یک خبرچینگوی ناشناس به پلیس داد.

منبع: Desperate Housewives Video Version Season 8

The officers wearing police lines outside the Ferguson police apartment were demonstrated together.

ماموران که خطوط پلیس را در خارج از آپارتمان پلیس فرگوسن به تن می‌کردند، با هم تظاهرات کردند.

منبع: AP Listening Collection April 2015

They are sort of your basic police.

آنها بیشتر پلیس‌های معمولی شما هستند.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

Sulayman Khalid was planning to attack the Australian federal police and prison in 2014.

سلیمان خالد در سال 2014 قصد حمله به پلیس فدرال استرالیا و زندان را داشت.

منبع: BBC Listening Collection November 2017

Do I need to call the police?

آیا نیاز دارم که پلیس را صدا کنم؟

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

You were going to call the police?

قصد داشتی پلیس را صدا کنی؟

منبع: American Horror Story: Season 2

You might want to call the police.

شاید بخواهید پلیس را صدا کنید.

منبع: Young Sheldon - Season 2

I will call the police so fast.

من خیلی سریع پلیس را صدا خواهم کرد.

منبع: Ugly Betty Season 1

Moreau buys the police. He buys politicians.

مورئو پلیس را می‌خرد. او سیاستمداران را می‌خرد.

منبع: Leverage

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید