polishedly

[ایالات متحده]/ˈpɒlɪʃdli/
[بریتانیا]/ˈpɑːlɪʃdli/

ترجمه

adv. به شیوه‌ای صیقلی

عبارات و ترکیب‌ها

polishedly done

به خوبی انجام شده

polishedly presented

به خوبی ارائه شده

polishedly crafted

به خوبی ساخته شده

polishedly executed

به خوبی اجرا شده

polishedly written

به خوبی نوشته شده

polishedly spoken

به خوبی صحبت شده

polishedly styled

به خوبی طراحی شده

polishedly designed

به خوبی طراحی شده

polishedly performed

به خوبی اجرا شده

جملات نمونه

she spoke polishedly during the presentation.

او در طول ارائه، با زبانی صیقل‌دار صحبت کرد.

he polishedly articulated his thoughts in the meeting.

او در جلسه، افکار خود را به شکلی صیقل‌دار بیان کرد.

the polishedly written report impressed everyone.

گزارش صیقل‌دار نوشته شده، همه را تحت تأثیر قرار داد.

her polishedly delivered speech won her the award.

سخنرانی صیقل‌دار او باعث شد جایزه بگیرد.

he always presents his ideas polishedly.

او همیشه ایده‌های خود را به شکلی صیقل‌دار ارائه می‌دهد.

the polishedly crafted article caught the editor's attention.

مقاله با دقت و ظرافت نوشته شده، توجه ویراستار را به خود جلب کرد.

she polishedly answered all the questions during the interview.

او به تمام سوالات در طول مصاحبه، به شکلی صیقل‌دار پاسخ داد.

the polishedly designed website attracted many visitors.

وب سایت با طراحی صیقل‌دار، بازدیدکنندگان زیادی را جذب کرد.

his polishedly executed performance captivated the audience.

اجرای صیقل‌دار او مخاطبان را مجذوب خود کرد.

she wrote the essay polishedly, ensuring clarity and flow.

او مقاله را به شکلی صیقل‌دار نوشت و اطمینان حاصل کرد که واضح و روان باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید