polishedly done
به خوبی انجام شده
polishedly presented
به خوبی ارائه شده
polishedly crafted
به خوبی ساخته شده
polishedly executed
به خوبی اجرا شده
polishedly written
به خوبی نوشته شده
polishedly spoken
به خوبی صحبت شده
polishedly styled
به خوبی طراحی شده
polishedly designed
به خوبی طراحی شده
polishedly performed
به خوبی اجرا شده
she spoke polishedly during the presentation.
او در طول ارائه، با زبانی صیقلدار صحبت کرد.
he polishedly articulated his thoughts in the meeting.
او در جلسه، افکار خود را به شکلی صیقلدار بیان کرد.
the polishedly written report impressed everyone.
گزارش صیقلدار نوشته شده، همه را تحت تأثیر قرار داد.
her polishedly delivered speech won her the award.
سخنرانی صیقلدار او باعث شد جایزه بگیرد.
he always presents his ideas polishedly.
او همیشه ایدههای خود را به شکلی صیقلدار ارائه میدهد.
the polishedly crafted article caught the editor's attention.
مقاله با دقت و ظرافت نوشته شده، توجه ویراستار را به خود جلب کرد.
she polishedly answered all the questions during the interview.
او به تمام سوالات در طول مصاحبه، به شکلی صیقلدار پاسخ داد.
the polishedly designed website attracted many visitors.
وب سایت با طراحی صیقلدار، بازدیدکنندگان زیادی را جذب کرد.
his polishedly executed performance captivated the audience.
اجرای صیقلدار او مخاطبان را مجذوب خود کرد.
she wrote the essay polishedly, ensuring clarity and flow.
او مقاله را به شکلی صیقلدار نوشت و اطمینان حاصل کرد که واضح و روان باشد.
polishedly done
به خوبی انجام شده
polishedly presented
به خوبی ارائه شده
polishedly crafted
به خوبی ساخته شده
polishedly executed
به خوبی اجرا شده
polishedly written
به خوبی نوشته شده
polishedly spoken
به خوبی صحبت شده
polishedly styled
به خوبی طراحی شده
polishedly designed
به خوبی طراحی شده
polishedly performed
به خوبی اجرا شده
she spoke polishedly during the presentation.
او در طول ارائه، با زبانی صیقلدار صحبت کرد.
he polishedly articulated his thoughts in the meeting.
او در جلسه، افکار خود را به شکلی صیقلدار بیان کرد.
the polishedly written report impressed everyone.
گزارش صیقلدار نوشته شده، همه را تحت تأثیر قرار داد.
her polishedly delivered speech won her the award.
سخنرانی صیقلدار او باعث شد جایزه بگیرد.
he always presents his ideas polishedly.
او همیشه ایدههای خود را به شکلی صیقلدار ارائه میدهد.
the polishedly crafted article caught the editor's attention.
مقاله با دقت و ظرافت نوشته شده، توجه ویراستار را به خود جلب کرد.
she polishedly answered all the questions during the interview.
او به تمام سوالات در طول مصاحبه، به شکلی صیقلدار پاسخ داد.
the polishedly designed website attracted many visitors.
وب سایت با طراحی صیقلدار، بازدیدکنندگان زیادی را جذب کرد.
his polishedly executed performance captivated the audience.
اجرای صیقلدار او مخاطبان را مجذوب خود کرد.
she wrote the essay polishedly, ensuring clarity and flow.
او مقاله را به شکلی صیقلدار نوشت و اطمینان حاصل کرد که واضح و روان باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید