polychromacy

[ایالات متحده]//ˌpɒl.iˈkrəʊ.mə.si//
[بریتانیا]//ˌpɑːl.iˈkroʊ.mə.si//

ترجمه

n. کاربرد یا حضور چند رنگ؛ وضعیتی از چند رنگی بودن؛ روش استفاده از چند رنگ در نقاشی، مجسمه‌سازی، معماری یا دکوراسیون؛ (زیست‌شناسی) رنگ‌آمیزی شامل چند رنگ متمایز در یک موجود زنده؛ (اپتیک/مواد) نمایش یا تولید چند رنگ به دلیل ساختار یا ترکیب

عبارات و ترکیب‌ها

natural polychromacy

تراکم رنگی طبیعی

rich polychromacy

تراکم رنگی غنی

subtle polychromacy

تراکم رنگی ظریف

polychromacy effects

اثرات تراکم رنگی

polychromacy patterns

الگوهای تراکم رنگی

polychromacy in art

تراکم رنگی در هنر

polychromacy in nature

تراکم رنگی در طبیعت

polychromacy preserved

تراکم رنگی حفظ شده

polychromacy restored

تراکم رنگی بازسازی شده

جملات نمونه

the painter achieved polychromacy through careful layering of pigments.

هنرمند با لایه‌بندی دقیق رنگدانه‌ها به رنگ‌آمیزی چند رنگی دست یافت.

ancient temples often used polychromacy to highlight carved details.

معابد باستانی اغلب از رنگ‌آمیزی چند رنگی برای برجسته کردن جزئیات حکاکی شده استفاده می‌کردند.

the exhibition showcases polychromacy in sculpture from several dynasties.

نمایشگاه رنگ‌آمیزی چند رنگی را در مجسمه‌سازی از چندین سلسله‌ نشان می‌دهد.

restorers documented traces of polychromacy beneath the marble surface.

بازسازی‌کنندگان ردپای رنگ‌آمیزی چند رنگی را در زیر سطح مرمر مستند کردند.

the mural’s polychromacy gives the otherwise plain wall a vivid rhythm.

رنگ‌آمیزی چند رنگی نقاشی دیواری، ریتم زنده‌ای را به دیوار در غیر این صورت ساده می‌بخشد.

scholars debate whether the statue originally displayed strong polychromacy.

محققان در مورد اینکه آیا مجسمه در اصل رنگ‌آمیزی چند رنگی قوی نشان داده است یا خیر، بحث می‌کنند.

under uv light, hidden polychromacy becomes surprisingly clear.

تحت نور ماوراء بنفش، رنگ‌آمیزی چند رنگی پنهان به طور شگفت انگیزی آشکار می‌شود.

the cathedral façade regained its polychromacy after decades of soot removal.

نمای کلیسای جامع پس از دهه‌ها پاک‌سازی دوده، رنگ‌آمیزی چند رنگی خود را دوباره به دست آورد.

her design embraces polychromacy, balancing bright accents with neutral tones.

طراحی او رنگ‌آمیزی چند رنگی را در آغوش می‌گیرد و رنگ‌های روشن را با رنگ‌های خنثی متعادل می‌کند.

the pottery’s polychromacy reflects trade routes and imported minerals.

رنگ‌آمیزی چند رنگی سفال، مسیرهای تجاری و مواد معدنی وارداتی را منعکس می‌کند.

conservators aim to preserve polychromacy without overpainting missing sections.

نگهبانان هدف خود را حفظ رنگ‌آمیزی چند رنگی بدون رنگ‌آمیزی مجدد قسمت‌های از دست رفته قرار داده‌اند.

modern scans reveal polychromacy patterns too faint to see with the naked eye.

اسکن‌های مدرن الگوهای رنگ‌آمیزی چند رنگی را نشان می‌دهند که برای دیدن با چشم غیر مسلح بسیار کم‌رنگ هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید