pomading

[ایالات متحده]/pəʊˈmeɪdɪŋ/
[بریتانیا]/poʊˈmeɪdɪŋ/

ترجمه

v. عمل اعمال پماد به مو

عبارات و ترکیب‌ها

pomading hair

صاف کردن مو

pomading styles

استایل‌های صاف کردن مو

pomading techniques

تکنیک‌های صاف کردن مو

pomading products

محصولات صاف کننده مو

pomading tools

ابزارهای صاف کردن مو

pomading routine

روتین صاف کردن مو

pomading cream

کرم صاف کننده مو

pomading tips

نکات صاف کردن مو

pomading gel

ژل صاف کننده مو

pomading methods

روش‌های صاف کردن مو

جملات نمونه

he spends a lot of time pomading his hair every morning.

او وقت زیادی را صرف حالت دادن موهایش می‌کند هر روز صبح.

pomading can help achieve a sleek hairstyle.

حالت دادن می‌تواند به دستیابی به یک مدل موی صاف کمک کند.

she enjoys pomading her hair before going out.

او از حالت دادن موهایش قبل از بیرون رفتن لذت می‌برد.

pomading is an essential step in his grooming routine.

حالت دادن یک مرحله ضروری در روتین مراقبت از او است.

he learned the art of pomading from his father.

او هنر حالت دادن را از پدرش یاد گرفت.

using the right pomade can make a big difference.

استفاده از حالت دهنده مناسب می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.

pomading gives his hair a polished look.

حالت دادن به موهایش ظاهری براق می‌دهد.

she prefers pomading her hair with a matte finish.

او ترجیح می‌دهد موهایش را با یک بافت مات حالت دهد.

pomading too much can make your hair look greasy.

حالت دادن بیش از حد می‌تواند باعث شود موهایتان چرب به نظر برسد.

he often experiments with different pomading techniques.

او اغلب با تکنیک‌های مختلف حالت دادن آزمایش می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید