pontificial

[ایالات متحده]/[pɒnˈtɪfɪʃəl]/
[بریتانیا]/[pɒnˈtɪfɪʃəl]/

ترجمه

adj. مربوط به پاپ یا مقام پاپ؛ مربوط به یا ویژه مقام رهبری کاتولیک.

عبارات و ترکیب‌ها

pontificial decree

فرمان پاپ

pontificial authority

قدرت پاپ

pontificial statement

اظهارنظر پاپ

pontificial message

پیام پاپ

pontificial pronouncements

اعلامات پاپ

pontificial wisdom

حکمت پاپ

pontificial role

نقش پاپ

pontificial teaching

آموزش پاپ

جملات نمونه

the pontificial decree sparked considerable debate within the church.

تصویری پاپال باعث بحث‌های قابل توجهی در داخل کلیسا شد.

he held a pontificial title, a testament to his religious standing.

او یک عنوان پاپال داشت، گوازی از جایگاه مذهبی او.

the pontificial visit was a major event for the local community.

بازدید پاپال یک رویداد مهم برای جامعه محلی بود.

the pontificial bull outlined the church's stance on the issue.

تصویری پاپال موضع کلیسا را در مورد این موضوع مشخص کرد.

she admired the pontificial authority and its influence worldwide.

او از اقتدار پاپال و نفوذ جهانی آن قدردانی کرد.

the pontificial message emphasized the importance of charity and compassion.

پیام پاپال بر اهمیت خیرخواهی و شفقت تاکید کرد.

he sought pontificial approval for his proposed reforms.

او به دنبال تایید پاپال برای اصلاحات پیشنهادی خود بود.

the pontificial palace is a stunning example of renaissance architecture.

کاخ پاپال نمونه‌ای خیره‌کننده از معماری رنسانس است.

the pontificial scholar was renowned for his deep understanding of theology.

دانشمند پاپال به خاطر درک عمیق خود از الهیات مشهور بود.

the pontificial commission investigated the allegations of misconduct.

کمیسیون پاپال ادعاهای سوء رفتار را بررسی کرد.

the pontificial encyclical addressed the challenges facing modern society.

رساله پاپال به چالش‌های پیش روی جامعه مدرن پرداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید