poo

[ایالات متحده]/pu/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. حواله پستی
Word Forms
جمعpoos
صفت یا فعل حال استمراریpooing

عبارات و ترکیب‌ها

poop

مدفوع

جملات نمونه

The dog left a poo on the sidewalk.

سگ مدفوعی روی پیاده‌رو گذاشت.

I need to clean up after my cat's poo.

من باید بعد از مدفوع گربه‌ام آن را تمیز کنم.

I stepped in some poo and now my shoe is dirty.

من در مدفوع راه رفتم و حالا کفشم کثیف شده است.

The smell of poo in the bathroom was overwhelming.

بوی مدفوع در حمام طاقت‌فرسا بود.

The baby's diaper was full of poo.

ربط بچه پر از مدفوع بود.

I accidentally sat in some poo at the park.

من به طور تصادفی روی مدفوعی در پارک نشستم.

The zookeeper had to clean up the elephant's poo.

نگهبان حیات وحش مجبور شد مدفوع فیل را تمیز کند.

The toddler giggled after doing a poo in the potty.

کودک نوپا بعد از مدفوع کردن در توالت بچه خندید.

There was a foul smell coming from the poo in the litter box.

بوی بدی از مدفوعی که در جعبه خاک گربه بود می آمد.

The farmer used the cow poo as fertilizer for his crops.

کشاورز از مدفوع گاو به عنوان کود برای محصولاتش استفاده کرد.

نمونه‌های واقعی

I hate cleaning up poo and pee.

من تمیز کردن فضولات و ادرار را دوست ندارم.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

If you have any poo, fling it now.

اگر فضولات دارید، همین حالا آن را پرتاب کنید.

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

You have to sit here when you poo.

شما باید وقتی که مدفوع می‌کنید اینجا بنشینید.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

Oh that this poo, poo solid flush would fart. - Huh?

ای کاش این مدفوع، مدفوع، با تخلیه جامد، صدا می‌کرد. - هوم؟

منبع: MBTI Personality Types Guide

So, if you take something without permission, somebody might steal your poo.

بنابراین، اگر بدون اجازه چیزی بگیرید، ممکن است کسی مدفوع شما را بدزدد.

منبع: Engvid Super Teacher Selection

I, no, I wanna watch you now sift through that and pull out all the poo.

من نه، می‌خواهم الان شما را ببینم که آن را الک کرده و تمام فضولات را بیرون بیاورید.

منبع: Gourmet Base

You will be in some serious manure, which means sheep poo, if you do this.

اگر این کار را انجام دهید، در وضعیت بسیار بدی از کود (که به معنای فضولات گوسفتی است) خواهید بود.

منبع: Engvid Super Teacher Selection

Constipation is when you can't do a poo or it's very hard.

یبوست زمانی اتفاق می‌افتد که نتوانید مدفوع کنید یا بسیار سخت باشد.

منبع: Grandparents' Vocabulary Lesson

Inside the bag is dog poo.

در داخل کیسه، فضولات سگ وجود دارد.

منبع: 6 Minute English

Right - cats for example dig a hole to bury their poo.

درست است - گربه‌ها به عنوان مثال، برای دفن فضولات خود، گوری را حفر می‌کنند.

منبع: 6 Minute English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید