poops

[ایالات متحده]/puːps/
[بریتانیا]/puːps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عرشه عقب یک کشتی؛ عرشه پاپ؛ اصطلاح عامیانه برای احمق؛ اخبار واقعی

عبارات و ترکیب‌ها

baby poops

مدفوع نوزاد

dog poops

مدفوع سگ

cat poops

مدفوع گربه

soft poops

مدفوع نرم

green poops

مدفوع سبز

big poops

مدفوع بزرگ

tiny poops

مدفوع کوچک

smelly poops

مدفوع بدبو

hard poops

مدفوع سفت

funny poops

مدفوع خنده دار

جملات نمونه

my dog always poops in the backyard.

سگ من همیشه در حیاط پشتی مدفوع می‌کند.

she takes her baby out for walks when he poops.

او نوزادش را برای پیاده‌روی بیرون می‌برد وقتی که مدفوع می‌کند.

it's important to clean up after your dog poops.

مهم است که بعد از مدفوع سگ خود آن را تمیز کنید.

he was embarrassed when his toddler poops in public.

وقتی که پسر کوچکش در ملاء عام مدفوع کرد، او خجالت کشید.

dogs usually poop several times a day.

سگ‌ها معمولاً چندین بار در روز مدفوع می‌کنند.

she noticed that her cat poops less when on a diet.

او متوجه شد که وقتی گربه او در حال رژیم است، کمتر مدفوع می‌کند.

he laughed when the puppy poops on the floor.

وقتی که توله سگ روی زمین مدفوع کرد، او خندید.

cleaning up after pets is part of having them, especially when they poop.

تمیز کردن بعد از حیوانات خانگی بخشی از داشتن آنهاست، به خصوص وقتی که مدفوع می‌کنند.

she always carries bags to pick up after her dog poops.

او همیشه کیسه‌ای با خود حمل می‌کند تا بعد از مدفوع سگش آن را جمع کند.

he jokingly said that his toddler's poops are like little surprises.

او به شوخی گفت که مدفوع پسر کوچکش مانند سورپرایزهای کوچکی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید