popularized

[ایالات متحده]/ˈpɒpjʊləraɪzd/
[بریتانیا]/ˈpɑpjəˌraɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. محبوب شده; به طور گسترده گسترش یافته; برای درک ساده شده

عبارات و ترکیب‌ها

popularized culture

فرهنگ محبوب‌شده

popularized science

علم محبوب‌شده

popularized theory

تئوری محبوب‌شده

popularized trend

روند محبوب‌شده

popularized concept

مفهوم محبوب‌شده

popularized idea

ایده‌ی محبوب‌شده

popularized method

روش محبوب‌شده

popularized movement

جنبش محبوب‌شده

popularized product

محصول محبوب‌شده

popularized figure

شخصیت محبوب‌شده

جملات نمونه

the internet has popularized many new forms of communication.

اینترنت بسیاری از اشکال جدید ارتباطی را محبوب کرده است.

social media has popularized the concept of instant sharing.

شبکه‌های اجتماعی مفهوم اشتراک‌گذاری فوری را محبوب کرده‌اند.

fitness trends are often popularized by celebrities.

ترندهای تناسب اندام اغلب توسط افراد مشهور محبوب می‌شوند.

the book was popularized through various online platforms.

کتاب از طریق پلتفرم‌های آنلاین مختلف محبوب شد.

documentaries have popularized environmental issues.

مستندها مسائل زیست‌محیطی را محبوب کرده‌اند.

video games have popularized a new form of entertainment.

بازی‌های ویدیویی یک شکل جدید از سرگرمی را محبوب کرده‌اند.

fashion trends are often popularized by influencers.

ترندهای مد اغلب توسط اینفلوئنسرها محبوب می‌شوند.

the app has popularized remote work among professionals.

این برنامه کار از راه دور را در میان متخصصان محبوب کرده است.

cooking shows have popularized home cooking.

برنامه‌های آشپزی آشپزی در خانه را محبوب کرده‌اند.

new technology has popularized online education.

فناوری جدید آموزش آنلاین را محبوب کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید