porously permeable
به صورت متخلخل نفوذپذیر
porously bound
به صورت متخلخل محدود
porously structured
به صورت متخلخل ساختار یافته
porously filled
به صورت متخلخل پر شده
porously coated
به صورت متخلخل پوشش داده شده
porously distributed
به صورت متخلخل توزیع شده
porously connected
به صورت متخلخل متصل
porously integrated
به صورت متخلخل یکپارچه
porously supported
به صورت متخلخل پشتیبانی شده
porously reactive
به صورت متخلخل واکنش پذیر
the soil was porously layered, allowing for good drainage.
خاک به صورت لایهلایه و متخلخل بود که به زهکشی خوب اجازه میداد.
the rock was porously fractured, making it easy to split.
سنگ به شکلی متخلخل شکسته شده بود که باز کردن آن را آسان میکرد.
the membrane was porously designed to filter the water.
غشا به گونهای متخلخل طراحی شده بود تا آب را فیلتر کند.
the container was porously constructed to prevent condensation.
ظرف به گونهای متخلخل ساخته شده بود تا از ایجاد میح و تعریق جلوگیری کند.
the material was porously structured to absorb the oil.
مواد به گونهای متخلخل ساختار داشت که روغن را جذب کند.
the pipe was porously coated to improve adhesion.
لوله با پوششی متخلخل پوشانده شده بود تا چسبندگی را بهبود بخشد.
the filter was porously arranged to capture the particles.
فیلتر به گونهای متخلخل چیده شده بود تا ذرات را به دام اندازد.
the concrete was porously mixed to reduce cracking.
بتن به گونهای متخلخل مخلوط شده بود تا از ترک خوردگی جلوگیری کند.
the foam was porously expanded to provide insulation.
فوم به گونهای متخلخل منبسط شده بود تا عایقبندی فراهم کند.
the ceramic was porously fired to increase its strength.
سرامیک به گونهای متخلخل پخته شده بود تا استحکام آن را افزایش دهد.
the wood was porously treated to resist moisture.
چوب به گونهای متخلخل تیمار شده بود تا در برابر رطوبت مقاومت کند.
porously permeable
به صورت متخلخل نفوذپذیر
porously bound
به صورت متخلخل محدود
porously structured
به صورت متخلخل ساختار یافته
porously filled
به صورت متخلخل پر شده
porously coated
به صورت متخلخل پوشش داده شده
porously distributed
به صورت متخلخل توزیع شده
porously connected
به صورت متخلخل متصل
porously integrated
به صورت متخلخل یکپارچه
porously supported
به صورت متخلخل پشتیبانی شده
porously reactive
به صورت متخلخل واکنش پذیر
the soil was porously layered, allowing for good drainage.
خاک به صورت لایهلایه و متخلخل بود که به زهکشی خوب اجازه میداد.
the rock was porously fractured, making it easy to split.
سنگ به شکلی متخلخل شکسته شده بود که باز کردن آن را آسان میکرد.
the membrane was porously designed to filter the water.
غشا به گونهای متخلخل طراحی شده بود تا آب را فیلتر کند.
the container was porously constructed to prevent condensation.
ظرف به گونهای متخلخل ساخته شده بود تا از ایجاد میح و تعریق جلوگیری کند.
the material was porously structured to absorb the oil.
مواد به گونهای متخلخل ساختار داشت که روغن را جذب کند.
the pipe was porously coated to improve adhesion.
لوله با پوششی متخلخل پوشانده شده بود تا چسبندگی را بهبود بخشد.
the filter was porously arranged to capture the particles.
فیلتر به گونهای متخلخل چیده شده بود تا ذرات را به دام اندازد.
the concrete was porously mixed to reduce cracking.
بتن به گونهای متخلخل مخلوط شده بود تا از ترک خوردگی جلوگیری کند.
the foam was porously expanded to provide insulation.
فوم به گونهای متخلخل منبسط شده بود تا عایقبندی فراهم کند.
the ceramic was porously fired to increase its strength.
سرامیک به گونهای متخلخل پخته شده بود تا استحکام آن را افزایش دهد.
the wood was porously treated to resist moisture.
چوب به گونهای متخلخل تیمار شده بود تا در برابر رطوبت مقاومت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید