positing

[ایالات متحده]/ˈpɒzɪt/
[بریتانیا]/ˈpɑːzɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. فرض کردن، تصور کردن، گمان کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

positive thinking

فکر مثبت

positive attitude

نگرش مثبت

positively impact

اثر مثبت

جملات نمونه

the Confucian view posits a perfectible human nature.

دیدگاه کنفوسیوس طبیعت انسان را کامل می کند.

the Professor posits Cohen in his second category of poets.

پروفسور کوهن را در دسته دوم شاعران مطرح می‌کند.

these plots are posited on a false premise about women's nature as inferior.

این طرح‌ها بر اساس یک پیش‌فرض نادرست درباره طبیعت پایین‌تر زنان استوار هستند.

If a book is hard going, it ought to be good. If it posits a complex moral situation, it ought to be even better.

اگر یک کتاب خواندن آن دشوار است، باید خوب باشد. اگر یک وضعیت اخلاقی پیچیده را مطرح کند، باید حتی بهتر باشد.

Historical linguists posit a common ancestor from which both Romance and Germanic languages descend. Toassume is to accept something as existing or being true without proof or on inconclusive grounds:

دانشجويان زبان‌شناسي تاريخي معتقدند كه يک جد مشترك وجود دارد كه هم زبان‌هاي رومانس و هم زبان‌هاي ژرمني از آن نشأت گرفته‌اند. فرضي را مطرح كردن يعني چيزي را بدون دليل يا بر اساس مبناي غيرقطعي وجود دارد يا درست است، فرض كردن:

It is important to posit a strong argument in your essay.

در مقاله خود، مطرح کردن یک استدلال قوی مهم است.

Scientists often posit theories based on their research findings.

دانشمندان اغلب بر اساس یافته‌های تحقیقات خود، نظریه‌ها مطرح می‌کنند.

The author posited that technology could solve many of society's problems.

نویسنده مطرح کرد که فناوری می‌تواند بسیاری از مشکلات جامعه را حل کند.

She posited that happiness is a choice we make every day.

او مطرح کرد که شادی انتخابی است که هر روز انجام می‌دهیم.

The psychologist posited that childhood experiences shape our personalities.

روانشناس مطرح کرد که تجربیات دوران کودکی شخصیت ما را شکل می‌دهند.

Many economists posit that inflation is caused by an increase in the money supply.

بسیاری از اقتصاددانان مطرح می‌کنند که تورم ناشی از افزایش عرضه پول است.

The professor posited a new interpretation of the ancient text.

استاد یک تفسیر جدید از متن باستانی مطرح کرد.

Some philosophers posit that reality is subjective and varies from person to person.

برخی از فیلسوفان مطرح می‌کنند که واقعیت ذهنی است و از شخص به شخص متفاوت است.

The CEO posited that innovation is key to the company's success.

مدیر عامل شرکت مطرح کرد که نوآوری کلید موفقیت شرکت است.

Historians often posit different explanations for historical events.

تاریخ‌نگاران اغلب توضیحات مختلفی برای وقایع تاریخی مطرح می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید