postdating

[ایالات متحده]/ˈpəʊstˌdeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpoʊstˌdeɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پر کردن تاریخ بعدی در یک سند

عبارات و ترکیب‌ها

postdating a check

اعتبارسنجی پس از تاریخ

postdating documents

اعتبارسنجی اسناد

postdating transactions

اعتبارسنجی تراکنش‌ها

postdating contracts

اعتبارسنجی قراردادها

postdating payments

اعتبارسنجی پرداخت‌ها

postdating letters

اعتبارسنجی نامه‌ها

postdating agreements

اعتبارسنجی توافقنامه‌ها

postdating invoices

اعتبارسنجی فاکتورها

postdating events

اعتبارسنجی رویدادها

postdating orders

اعتبارسنجی سفارش‌ها

جملات نمونه

postdating a check can lead to confusion.

تاریخ‌گذاری پس از موعد چک می‌تواند منجر به سردرگمی شود.

she is postdating her contract to avoid legal issues.

او قرارداد خود را برای جلوگیری از مشکلات قانونی، تاریخ‌گذاری پس از موعد می‌کند.

postdating documents is not always recommended.

تاریخ‌گذاری اسناد پس از موعد همیشه توصیه نمی‌شود.

he forgot that he was postdating his appointment.

او فراموش کرد که قرار ملاقات خود را تاریخ‌گذاری پس از موعد می‌کند.

postdating can be risky in financial transactions.

تاریخ‌گذاری پس از موعد می‌تواند در تراکنش‌های مالی خطرناک باشد.

the bank allows postdating of checks under certain conditions.

بانک تحت شرایط خاص اجازه تاریخ‌گذاری پس از موعد چک را می‌دهد.

she was surprised to learn about the consequences of postdating.

او از درک عواقب تاریخ‌گذاری پس از موعد متعجب شد.

postdating a letter can affect its delivery time.

تاریخ‌گذاری نامه پس از موعد می‌تواند بر زمان تحویل آن تأثیر بگذارد.

he made a mistake by postdating the invoice.

او با تاریخ‌گذاری فاکتور پس از موعد، اشتباه کرد.

postdating agreements can lead to misunderstandings.

تاریخ‌گذاری توافقنامه‌ها پس از موعد می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید