postion

[ایالات متحده]/pəˈzɪʃən/
[بریتانیا]/pəˈzɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جایی یا مکان
v. قرار دادن یا گذاشتن در موقعیت خاصی؛ صورت مفعولی positioning، گذشته و صورت مفعولی positioned، سوم شخص مفرد positions
شکل‌های واژه
جمعpostions

جملات نمونه

the company decided to fill the position internally.

شرکت تصمیم گرفت که پست را از داخل پر کند.

she applied for the position of marketing manager.

او برای پست مدیر بازاریابی درخواست داد.

please hold your current position and wait for orders.

لطفاً موقعیت فعلی خود را حفظ کنید و منتظر دستورات باشید.

the new product secured a leading position in the market.

محصول جدید یک موقعیت رهبرانه در بازار به دست آورد.

he resigned from his position due to health reasons.

او به دلیل دلایل بهداشتی از پست خود استعفا داد.

the candidate is well qualified for this position.

نامزد برای این پست به خوبی کвалиفیکه شده است.

they took a strong position against the new policy.

آنها نسبت به سیاست جدید موضع قوی اتخاذ کردند.

we need to clarify our negotiating position before the meeting.

قبل از جلسه باید موضع مذاکره ای خود را روشن کنیم.

investors adopted a cautious position amidst the uncertainty.

سرمایه گذاران در برابر نااطمینانی موضع محتاطانه اتخاذ کردند.

the troops were ordered to withdraw to a defensive position.

نیروها دستور داده شدند تا به یک موقعیت دفاعی پس گویند.

what is your starting position in this debate?

موضع شروع شما در این بحث چیست؟

this experience will put you in a better position for promotion.

این تجربه شما را در موقعیت بهتری برای پیش رفت قرار خواهد داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید