postscripts

[ایالات متحده]/ˈpəʊstskrɪpts/
[بریتانیا]/ˈpoʊstskrɪpts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یادداشت‌های اضافی در پایان یک نامه؛ اطلاعات تکمیلی پس از متن اصلی

عبارات و ترکیب‌ها

final postscripts

پس‌نوشت‌های نهایی

additional postscripts

پس‌نوشت‌های اضافی

personal postscripts

پس‌نوشت‌های شخصی

email postscripts

پس‌نوشت‌های ایمیل

handwritten postscripts

پس‌نوشت‌های دست‌نویس

short postscripts

پس‌نوشت‌های کوتاه

urgent postscripts

پس‌نوشت‌های فوری

informal postscripts

پس‌نوشت‌های غیررسمی

written postscripts

پس‌نوشت‌های نوشته شده

creative postscripts

پس‌نوشت‌های خلاقانه

جملات نمونه

she added some postscripts to her letter.

او برخی از پس‌نوشت‌ها را به نامه خود اضافه کرد.

the postscripts provided additional information.

پس‌نوشت‌ها اطلاعات بیشتری ارائه می‌دادند.

he often includes humorous postscripts in his emails.

او اغلب پس‌نوشت‌های خنده‌دار را در ایمیل‌های خود درج می‌کند.

don't forget to read the postscripts at the end.

فراموش نکنید در پایان پس‌نوشت‌ها را بخوانید.

the postscripts clarified some points from the main text.

پس‌نوشت‌ها برخی نکات را از متن اصلی روشن کردند.

her postscripts always make me smile.

پس‌نوشت‌های او همیشه من را خوشحال می‌کنند.

he wrote several postscripts to explain his thoughts.

او چندین پس‌نوشت برای توضیح افکار خود نوشت.

including postscripts can enhance your communication.

شامل کردن پس‌نوشت‌ها می‌تواند ارتباط شما را بهبود بخشد.

she often revises her postscripts before sending.

او اغلب قبل از ارسال، پس‌نوشت‌های خود را بازبینی می‌کند.

his postscripts were insightful and thought-provoking.

پس‌نوشت‌های او روشنگر و تفکربرانگیز بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید