final postscripts
پسنوشتهای نهایی
additional postscripts
پسنوشتهای اضافی
personal postscripts
پسنوشتهای شخصی
email postscripts
پسنوشتهای ایمیل
handwritten postscripts
پسنوشتهای دستنویس
short postscripts
پسنوشتهای کوتاه
urgent postscripts
پسنوشتهای فوری
informal postscripts
پسنوشتهای غیررسمی
written postscripts
پسنوشتهای نوشته شده
creative postscripts
پسنوشتهای خلاقانه
she added some postscripts to her letter.
او برخی از پسنوشتها را به نامه خود اضافه کرد.
the postscripts provided additional information.
پسنوشتها اطلاعات بیشتری ارائه میدادند.
he often includes humorous postscripts in his emails.
او اغلب پسنوشتهای خندهدار را در ایمیلهای خود درج میکند.
don't forget to read the postscripts at the end.
فراموش نکنید در پایان پسنوشتها را بخوانید.
the postscripts clarified some points from the main text.
پسنوشتها برخی نکات را از متن اصلی روشن کردند.
her postscripts always make me smile.
پسنوشتهای او همیشه من را خوشحال میکنند.
he wrote several postscripts to explain his thoughts.
او چندین پسنوشت برای توضیح افکار خود نوشت.
including postscripts can enhance your communication.
شامل کردن پسنوشتها میتواند ارتباط شما را بهبود بخشد.
she often revises her postscripts before sending.
او اغلب قبل از ارسال، پسنوشتهای خود را بازبینی میکند.
his postscripts were insightful and thought-provoking.
پسنوشتهای او روشنگر و تفکربرانگیز بودند.
final postscripts
پسنوشتهای نهایی
additional postscripts
پسنوشتهای اضافی
personal postscripts
پسنوشتهای شخصی
email postscripts
پسنوشتهای ایمیل
handwritten postscripts
پسنوشتهای دستنویس
short postscripts
پسنوشتهای کوتاه
urgent postscripts
پسنوشتهای فوری
informal postscripts
پسنوشتهای غیررسمی
written postscripts
پسنوشتهای نوشته شده
creative postscripts
پسنوشتهای خلاقانه
she added some postscripts to her letter.
او برخی از پسنوشتها را به نامه خود اضافه کرد.
the postscripts provided additional information.
پسنوشتها اطلاعات بیشتری ارائه میدادند.
he often includes humorous postscripts in his emails.
او اغلب پسنوشتهای خندهدار را در ایمیلهای خود درج میکند.
don't forget to read the postscripts at the end.
فراموش نکنید در پایان پسنوشتها را بخوانید.
the postscripts clarified some points from the main text.
پسنوشتها برخی نکات را از متن اصلی روشن کردند.
her postscripts always make me smile.
پسنوشتهای او همیشه من را خوشحال میکنند.
he wrote several postscripts to explain his thoughts.
او چندین پسنوشت برای توضیح افکار خود نوشت.
including postscripts can enhance your communication.
شامل کردن پسنوشتها میتواند ارتباط شما را بهبود بخشد.
she often revises her postscripts before sending.
او اغلب قبل از ارسال، پسنوشتهای خود را بازبینی میکند.
his postscripts were insightful and thought-provoking.
پسنوشتهای او روشنگر و تفکربرانگیز بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید