potpie

[ایالات متحده]/ˈpɒt.paɪ/
[بریتانیا]/ˈpɑt.paɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پای گوشت؛ نوعی پای گوشت با پوسته
Word Forms
جمعpotpies

عبارات و ترکیب‌ها

chicken potpie

غذای گوشت مرغ و سبزیجات

beef potpie

غذای گوشت گاو و سبزیجات

vegetable potpie

غذای سبزیجات

potpie recipe

دستور تهیه پای گوشت و سبزیجات

potpie crust

پوسته پای گوشت و سبزیجات

potpie filling

مواد داخل پای گوشت و سبزیجات

potpie dinner

شام پای گوشت و سبزیجات

mini potpie

پای گوشت و سبزیجات کوچک

potpie night

شب پای گوشت و سبزیجات

potpie lovers

عاشقان پای گوشت و سبزیجات

جملات نمونه

i love to eat chicken potpie on cold winter nights.

من عاشق خوردن پای مرغ و سیب زمینی در شب‌های سرد زمستانی هستم.

my grandmother makes the best vegetable potpie.

مادربزرگم بهترین پای سبزیجات را درست می‌کند.

have you ever tried a seafood potpie?

آیا تا به حال پای غذاهای دریایی را امتحان کرده اید؟

potpie is a comforting dish for family gatherings.

پای یک غذای دلپذیر برای دورهمی‌های خانوادگی است.

she served a delicious beef potpie for dinner.

او یک پای گوشت خوشمزه برای شام سرو کرد.

potpie can be made with various fillings.

می‌توان پای را با مواد مختلف درست کرد.

after a long day, nothing beats a warm potpie.

بعد از یک روز طولانی، هیچ چیز جایگزین یک پای گرم نمی‌شود.

he baked a chicken potpie from scratch.

او یک پای مرغ را از ابتدا پخت.

we enjoyed a classic potpie at the restaurant.

ما از خوردن یک پای کلاسیک در رستوران لذت بردیم.

potpie is often associated with comfort food.

پای اغلب با غذاهای راحت مرتبط است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید