pounce

[ایالات متحده]/paʊns/
[بریتانیا]/paʊns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به طور ناگهانی و با قدرت حمله کردن یا نزدیک شدن
n. یک حمله یا نزدیک شدن ناگهانی و با قدرت

عبارات و ترکیب‌ها

pounce on

حمله سریع

pounce with excitement

با هیجان حمله کردن

جملات نمونه

pounce on an opportunity.

از فرصت استفاده کنید.

the kestrel is ready to pounce on unsuspecting prey.

وکلا ( kestrels) آماده اند تا به طور ناگهانی بر روی طعمه های غافلکی حمله کنند.

The bird pounced on the worm.

پرنده روی کرم حمله کرد.

a cat that pounced on a mouse; watched the falcon pounce on the baby rabbit.

گربه‌ای که روی موش پرید؛ شاهد بود که شاهین روی خرگوش کوچک بپرد.

The teacher pounced on the pupil's mistake.

معلم بر اشتباه دانش‌آموز حمله کرد.

irregular troops who pounced on the convoy at a narrow pass; a colleague who pounced on me because of a mistake in my report.

نیروهای نامنظم که به طور ناگهانی به کاروان در یک گذرگاه باریک حمله کردند؛ همکارم که به دلیل اشتباهی در گزارش من به من حمله کرد.

as he watched, a mink pounced on the vole.

همانطور که او تماشا می‌کرد، یک سمور به جونگ چرنده افتاد.

the gang pounced on him and knocked him to the ground.

گنگ روی او حمله کردند و او را به زمین زدند.

As soon as I opened my mouth, the teacher pounced on me.

به محض اینکه دهانم را باز کردم، معلم به من حمله کرد.

He said something silly and the other boys pounced on it at once.

او حرف احمقانه‌ای گفت و پسران دیگر بلافاصله به آن حمله کردند.

he pounced after the break to give the United the goal they deserved.

او بعد از تعویض به سرعت حمله کرد تا گل شایسته را برای منچستر یونایتد به ثمر برساند.

the paper pounced on her admission that she is still a member of CND.

روزنامه بر اظهارات او مبنی بر اینکه هنوز عضو CND است، حمله کرد.

نمونه‌های واقعی

So, cats hide in boxes so they can pounce on us?

پس گربه‌ها در جعبه‌ها پنهان می‌شوند تا بتوانند به طور ناگهانی به ما بپرند؟

منبع: CNN 10 Student English April 2023 Compilation

Who is this guy? How can he pounce on me like this?

این مرد کیست؟ چطور می‌تواند اینطوری به من بپرد؟

منبع: VOA Standard English_Africa

He is fond of pouncing upon the other's slips of tongue.

او به طور ناگهانی به لغزش زبان دیگران می‌پرد.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

“Probably getting ready to pounce, ” said Ron.

احتمالاً آماده است تا به طور ناگهانی بپرد،” رون گفت.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

The panther pounced on the little rabbit, but missed it.

پلنگ به طور ناگهانی به خرگوش کوچک پرید، اما موفق نشد.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

A cardboard box inside can serve a similar purpose and provide a place for them to pounce.

یک جعبه مقوایی داخل آن می‌تواند هدف مشابهی داشته باشد و مکانی برای آن‌ها فراهم کند تا بتوانند به طور ناگهانی بپرند.

منبع: CNN 10 Student English April 2023 Compilation

He stepped forward, and the white queen pounced.

او جلو رفت و ملکه سفید به طور ناگهانی پرید.

منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stone

But can he get close enough to pounce?

اما آیا می‌تواند به اندازه کافی نزدیک شود تا بتواند به طور ناگهانی بپرد؟

منبع: The mysteries of the Earth

The cat taught him how to pounce and catch his prey the way that he caught rats.

گربه به او یاد داد که چگونه به طور ناگهانی بپرد و طعمه خود را به روشی که او موش‌ها را می‌گرفت، بگیرد.

منبع: Selected Modern Chinese Essays 1

Keynesian academics pounced, declaring the intellectual foundation of austerity destroyed.

دانشمندان اقتصادی کینزی به طور ناگهانی اعلام کردند که بنیان فکری ریاضت اقتصادی از بین رفته است.

منبع: The Economist - Comprehensive

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید