| جمع | praters |
If the hen does not prate,she will not lay.
اگر مرغسرا نجَست، تخم نخواهد گذاشت.
She prated of the good old days.
او از روزهای خوش قدیمی صحبت میکرد.
I sat in my pew and heard him prate on for at least an hour and a half.
من روی نیمکتم نشستم و او را حداقل یک ساعت و نیم صحبتهای بیمعنی شنیدم.
If the hen does not prate,she will not lay.
اگر مرغسرا نجَست، تخم نخواهد گذاشت.
She prated of the good old days.
او از روزهای خوش قدیمی صحبت میکرد.
I sat in my pew and heard him prate on for at least an hour and a half.
من روی نیمکتم نشستم و او را حداقل یک ساعت و نیم صحبتهای بیمعنی شنیدم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید