| جمع | pratices |
daily practice is essential for improving your skills.
تمرین روزانه برای بهبود مهارتهای شما ضروری است.
practice makes perfect, so keep working hard.
تمرین کردن کامل میکند، پس ادامه دهید.
she practices the piano every evening for two hours.
او هر شب به مدت دو ساعت پیانو میزند.
in practice, the theory proved more complicated than expected.
در عمل، نظریه پیچیدهتر از آن بود که انتظار میرفت.
he is out of practice after taking a long break.
پس از یک استراحت طولانی، او از تمرین خارج شده است.
doctors must complete years of training before they can practice medicine.
پزشکان باید قبل از اینکه بتوانند پزشکی را انجام دهند، سالها آموزش کامل کنند.
let's practice speaking english together this weekend.
این هفتهپایانه با هم انگلیسی صحبت کنیم.
the team had a rigorous practice session before the big game.
تیم قبل از بازی بزرگ جلسه تمرین سختی داشت.
she runs a private practice as a certified accountant.
او به عنوان یک حسابدار معتبر، یک کارگاه خصوصی دارد.
regular practice of meditation can reduce stress.
تمرین منظم مدیتیشن میتواند استرس را کاهش دهد.
he needs more practice with his presentation skills.
او نیاز به تمرین بیشتر در مهارتهای ارائه دارد.
out of practice, she struggled to play the violin piece.
از تمرین خارج شده، او با بازی این قطعه ویولنی کف کرد.
daily practice is essential for improving your skills.
تمرین روزانه برای بهبود مهارتهای شما ضروری است.
practice makes perfect, so keep working hard.
تمرین کردن کامل میکند، پس ادامه دهید.
she practices the piano every evening for two hours.
او هر شب به مدت دو ساعت پیانو میزند.
in practice, the theory proved more complicated than expected.
در عمل، نظریه پیچیدهتر از آن بود که انتظار میرفت.
he is out of practice after taking a long break.
پس از یک استراحت طولانی، او از تمرین خارج شده است.
doctors must complete years of training before they can practice medicine.
پزشکان باید قبل از اینکه بتوانند پزشکی را انجام دهند، سالها آموزش کامل کنند.
let's practice speaking english together this weekend.
این هفتهپایانه با هم انگلیسی صحبت کنیم.
the team had a rigorous practice session before the big game.
تیم قبل از بازی بزرگ جلسه تمرین سختی داشت.
she runs a private practice as a certified accountant.
او به عنوان یک حسابدار معتبر، یک کارگاه خصوصی دارد.
regular practice of meditation can reduce stress.
تمرین منظم مدیتیشن میتواند استرس را کاهش دهد.
he needs more practice with his presentation skills.
او نیاز به تمرین بیشتر در مهارتهای ارائه دارد.
out of practice, she struggled to play the violin piece.
از تمرین خارج شده، او با بازی این قطعه ویولنی کف کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید