preambles

[ایالات متحده]/ˈpriːæmbəlz/
[بریتانیا]/ˈpriːæmbəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بیانات یا اظهارات مقدماتی; بخش مقدماتی یک سند

عبارات و ترکیب‌ها

legal preambles

پیش‌زمینه های قانونی

constitutional preambles

پیش‌زمینه های constitucional

preambles of agreements

پیش‌زمینه های توافقات

preambles in documents

پیش‌زمینه های در اسناد

preambles for contracts

پیش‌زمینه های برای قراردادها

preambles to laws

پیش‌زمینه های قوانین

preambles of treaties

پیش‌زمینه های معاهدات

preambles in reports

پیش‌زمینه های در گزارش‌ها

preambles of policies

پیش‌زمینه های سیاست‌ها

preambles for proposals

پیش‌زمینه های برای پیشنهادها

جملات نمونه

the preambles of the agreement were carefully reviewed.

سخن‌سرای توافق‌نامه به دقت بررسی شد.

in the preambles, the authors outlined their main arguments.

در مقدمه‌ها، نویسندگان استدلال‌های اصلی خود را ترسیم کردند.

the preambles of the documents provided essential context.

مقدمه‌های اسناد، زمینه ضروری را ارائه می‌کردند.

he often includes preambles before stating his opinions.

او اغلب قبل از بیان نظرات خود، مقدماتی را درج می‌کند.

the preambles set the tone for the entire discussion.

مقدمه‌ها لحن کل بحث را تعیین می‌کردند.

legal preambles are important for understanding the intent.

مقدمه‌های قانونی برای درک قصد مهم هستند.

she wrote preambles to introduce her research findings.

او مقدماتی برای معرفی یافته‌های تحقیقاتی خود نوشت.

the preambles often summarize key points of the text.

مقدمه‌ها اغلب نکات کلیدی متن را خلاصه می‌کنند.

they discussed the preambles before diving into the main content.

آنها قبل از پرداختن به محتوای اصلی، مقدمه‌ها را مورد بحث قرار دادند.

understanding the preambles helps clarify complex issues.

درک مقدمه‌ها به روشن شدن مسائل پیچیده کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید