prearrange

[ایالات متحده]/priːə'reɪndʒ/
[بریتانیا]/ˌpriə'rendʒ/

ترجمه

تعریف انگلیسی: vt. از قبل ترتیب دادن یا برنامه‌ریزی کردن (چیزی)، از قبل توافق کردن.
Word Forms
قسمت سوم فعلprearranged
زمان گذشتهprearranged
شکل سوم شخص مفردprearranges
صفت یا فعل حال استمراریprearranging

جملات نمونه

All students should line up outside Ho Yin Convention Centre according to the order prearrange and confirm the attendance;

همه دانش‌آموزان باید طبق ترتیبی که از قبل تعیین شده است، در خارج از مرکز همایش هو یین صف ببندند و حضور خود را تایید کنند.

In dealing with that unpredictable man, you simply cannot follow a prearranged plan, you have to play it by ear.

در برخورد با آن مرد غیرقابل پیش‌بینی، نمی‌توانید طبق برنامه‌ای که از قبل تنظیم کرده‌اید عمل کنید، باید بر اساس شرایط پیش بروید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید