take precautionarily
act precautionarily
precautionarily speak
precautionarily move
handle precautionarily
precautionarily assess
precautionarily decide
precautionarily proceed
precautionarily warn
precautionarily act
government officials acted precautionarily to prevent the spread of the disease.
مقامات دولتی به عنوان یک اقدام پیشگیرانه برای جلوگیری از گسترش بیماری عمل کردند.
drivers should precautionarily check their brakes before long highway journeys.
رانندگان باید به عنوان یک اقدام پیشگیرانه ترمزهای خود را قبل از سفرهای طولانی در بزرگراه بررسی کنند.
the company precautionarily backed up all critical data to secure systems.
شرکت به عنوان یک اقدام پیشگیرانه از تمام دادههای حیاتی برای ایمنسازی سیستمها پشتیبانگیری کرد.
she precautionarily brought extra water bottles during the hiking trip.
او به عنوان یک اقدام پیشگیرانه بطریهای آب اضافی را در طول سفر پیادهروی به همراه داشت.
workers precautionarily secured the construction site before the hurricane arrived.
کارگران به عنوان یک اقدام پیشگیرانه محل ساخت و ساز را قبل از رسیدن طوفان تضمین کردند.
the doctor precautionarily prescribed medication to boost the patient's immunity.
پزشک به عنوان یک اقدام پیشگیرانه دارویی را برای تقویت سیستم ایمنی بیمار تجویز کرد.
authorities precautionarily evacuated residents from the flood-prone areas.
مقامات به عنوان یک اقدام پیشگیرانه ساکنان را از مناطق مستعد سیل تخلیه کردند.
financial advisors suggested clients precautionarily diversify their investment portfolios.
مشاوران مالی پیشنهاد کردند که مشتریان به عنوان یک اقدام پیشگیرانه سبد سرمایهگذاری خود را متنوع کنند.
the safety team precautionarily inspected all equipment before the operation began.
تیم ایمنی به عنوان یک اقدام پیشگیرانه تمام تجهیزات را قبل از شروع عملیات بازرسی کرد.
city officials precautionarily closed the stadium due to severe weather warnings.
مقامات شهری به دلیل هشدارهای شدید آب و هوایی به عنوان یک اقدام پیشگیرانه استادیوم را بستند.
families precautionarily stored emergency supplies in their basements.
خانوادهها به عنوان یک اقدام پیشگیرانه لوازم ضروری را در زیرزمین خود ذخیره کردند.
the airline precautionarily delayed flights because of the approaching storm.
شرکت هواپیمایی به دلیل طوفان قریبالوقوع به عنوان یک اقدام پیشگیرانه پروازها را به تعویق انداخت.
take precautionarily
act precautionarily
precautionarily speak
precautionarily move
handle precautionarily
precautionarily assess
precautionarily decide
precautionarily proceed
precautionarily warn
precautionarily act
government officials acted precautionarily to prevent the spread of the disease.
مقامات دولتی به عنوان یک اقدام پیشگیرانه برای جلوگیری از گسترش بیماری عمل کردند.
drivers should precautionarily check their brakes before long highway journeys.
رانندگان باید به عنوان یک اقدام پیشگیرانه ترمزهای خود را قبل از سفرهای طولانی در بزرگراه بررسی کنند.
the company precautionarily backed up all critical data to secure systems.
شرکت به عنوان یک اقدام پیشگیرانه از تمام دادههای حیاتی برای ایمنسازی سیستمها پشتیبانگیری کرد.
she precautionarily brought extra water bottles during the hiking trip.
او به عنوان یک اقدام پیشگیرانه بطریهای آب اضافی را در طول سفر پیادهروی به همراه داشت.
workers precautionarily secured the construction site before the hurricane arrived.
کارگران به عنوان یک اقدام پیشگیرانه محل ساخت و ساز را قبل از رسیدن طوفان تضمین کردند.
the doctor precautionarily prescribed medication to boost the patient's immunity.
پزشک به عنوان یک اقدام پیشگیرانه دارویی را برای تقویت سیستم ایمنی بیمار تجویز کرد.
authorities precautionarily evacuated residents from the flood-prone areas.
مقامات به عنوان یک اقدام پیشگیرانه ساکنان را از مناطق مستعد سیل تخلیه کردند.
financial advisors suggested clients precautionarily diversify their investment portfolios.
مشاوران مالی پیشنهاد کردند که مشتریان به عنوان یک اقدام پیشگیرانه سبد سرمایهگذاری خود را متنوع کنند.
the safety team precautionarily inspected all equipment before the operation began.
تیم ایمنی به عنوان یک اقدام پیشگیرانه تمام تجهیزات را قبل از شروع عملیات بازرسی کرد.
city officials precautionarily closed the stadium due to severe weather warnings.
مقامات شهری به دلیل هشدارهای شدید آب و هوایی به عنوان یک اقدام پیشگیرانه استادیوم را بستند.
families precautionarily stored emergency supplies in their basements.
خانوادهها به عنوان یک اقدام پیشگیرانه لوازم ضروری را در زیرزمین خود ذخیره کردند.
the airline precautionarily delayed flights because of the approaching storm.
شرکت هواپیمایی به دلیل طوفان قریبالوقوع به عنوان یک اقدام پیشگیرانه پروازها را به تعویق انداخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید