preemptively

[ایالات متحده]/[ˈpriːɪmptɪvli]/
[بریتانیا]/[ˈpriːɪmptɪvli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. در انتظار یک رویداد آینده؛ قبل از وقوع آن؛ از پیش گرفته یا انجام شده تا از وقوع چیزی جلوگیری شود.

عبارات و ترکیب‌ها

preemptively strike

حمله پیشگیرانه

preemptively address

رسیدگی پیشگیرانه

preemptively act

به صورت پیشگیرانه عمل کردن

preemptively defend

دفاع پیشگیرانه

preemptively negotiate

مذاکره پیشگیرانه

acting preemptively

عمل کردن به صورت پیشگیرانه

preemptively intervene

دخالت پیشگیرانه

preemptively shut down

به طور پیشگیرانه خاموش کردن

preemptively block

به طور پیشگیرانه مسدود کردن

preemptively warn

هشدار پیشگیرانه

جملات نمونه

the company preemptively addressed customer concerns about the new product.

شرکت به طور پیشگیرانه به نگرانی‌های مشتریان در مورد محصول جدید رسیدگی کرد.

we preemptively secured the necessary permits for the construction project.

ما مجوزهای لازم برای پروژه ساختمانی را به طور پیشگیرانه تامین کردیم.

the security team preemptively disabled the suspicious account.

تیم امنیتی حساب مشکوک را به طور پیشگیرانه غیرفعال کرد.

the government preemptively announced new economic policies.

دولت سیاست‌های اقتصادی جدید را به طور پیشگیرانه اعلام کرد.

the negotiator preemptively offered a compromise to avoid a stalemate.

مذاکره‌کننده برای جلوگیری از بن‌بست، به طور پیشگیرانه مصالحه پیشنهاد کرد.

the software updated preemptively to protect against the latest virus.

نرم‌افزار به‌طور پیشگیرانه به‌روزرسانی شد تا در برابر آخرین ویروس محافظت کند.

the team preemptively scouted the location before the game.

تیم قبل از مسابقه، مکان را به طور پیشگیرانه شناسایی کرد.

she preemptively apologized for the misunderstanding.

او برای جلوگیری از سوء تفاهم، از قبل عذرخواهی کرد.

the doctor preemptively prescribed antibiotics to prevent infection.

پزشک برای جلوگیری از عفونت، آنتی‌بیوتیک‌ها را به طور پیشگیرانه تجویز کرد.

the city preemptively closed the roads due to the expected storm.

شهر به دلیل طوفان پیش‌بینی‌شده، به طور پیشگیرانه راه‌ها را بست.

the marketing team preemptively launched a campaign to build anticipation.

تیم بازاریابی برای ایجاد شور و اشتیاق، یک کمپین را به طور پیشگیرانه راه اندازی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید