precess

[ایالات متحده]/priːˈsɛs/
[بریتانیا]/priˈsɛs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. موجب پیش‌رانش شدن
vi. چرخش کردن، پیش‌رانش کردن
Word Forms
جمعprecesses
شکل سوم شخص مفردprecesses
صفت یا فعل حال استمراریprecessing
زمان گذشتهprecessed
قسمت سوم فعلprecessed

عبارات و ترکیب‌ها

precessional motion

حرکت پیشرو

precess the axis

محور را پیش رو ببرید

precessional effect

اثر پیشروی

precess the orbit

مدار را پیش رو ببرید

precess the spin

چرخش را پیش رو ببرید

precess a satellite

یک ماهواره را پیش رو ببرید

precess the frame

قاب را پیش رو ببرید

precessional changes

تغییرات پیشرو

precess the planet

سیاره را پیش رو ببرید

precess the gyroscope

چرخ‌گرد را پیش رو ببرید

جملات نمونه

the earth will precess over thousands of years.

زمین در طول هزاران سال میل خواهد کرد.

scientists study how planets precess in their orbits.

دانشمندان مطالعه می‌کنند که چگونه سیارات در مدار خود میل می‌کنند.

the precession of the equinoxes affects climate patterns.

میل سالانه‌هایی بر الگوهای آب و هوایی تأثیر می‌گذارد.

precessing motion is important in celestial mechanics.

حرکت میل‌دار در مکانیک سماوی مهم است.

understanding how the axis precesses is crucial for navigation.

درک این که چگونه محور میل می‌کند برای ناوبری بسیار مهم است.

precessing gyroscopes are used in modern technology.

چرخ‌نماهای میل‌دار در فناوری مدرن استفاده می‌شوند.

the concept of precession can be observed in various systems.

می‌توان مفهوم میل را در سیستم‌های مختلف مشاهده کرد.

they explained how the moon precesses over time.

آنها توضیح دادند که چگونه ماه در طول زمان میل می‌کند.

precessing motion can affect satellite stability.

حرکت میل‌دار می‌تواند بر پایداری ماهواره تأثیر بگذارد.

the study of precession is essential for astronomers.

مطالعه میل برای منجمان ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید