precooked

[ایالات متحده]/priːˈkʊkt/
[بریتانیا]/priˈkʊkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از قبل پخته شده

عبارات و ترکیب‌ها

precooked meals

غذاهای از پیش پخته

precooked rice

برنج از پیش پخته

precooked pasta

پاستای از پیش پخته

precooked chicken

مرغ از پیش پخته

precooked vegetables

سبزیجات از پیش پخته

precooked sausage

سوسیس از پیش پخته

precooked fish

ماهی از پیش پخته

precooked beans

حبوبات از پیش پخته

precooked soup

سوپ از پیش پخته

جملات نمونه

she bought precooked meals for the week.

او غذاهای از پیش پخته را برای هفته خرید.

we prefer using precooked rice for quick dinners.

ما ترجیح می دهیم از برنج از پیش پخته برای شام های سریع استفاده کنیم.

precooked pasta saves a lot of time in the kitchen.

پاستای از پیش پخته شده باعث صرفه جویی در زمان آشپزخانه می شود.

he added precooked chicken to his salad.

او مرغ از پیش پخته را به سالادش اضافه کرد.

they serve precooked dishes at the buffet.

آنها غذاهای از پیش پخته را در بوفه سرو می کنند.

using precooked ingredients can simplify meal prep.

استفاده از مواد اولیه از پیش پخته می تواند تهیه غذا را آسان کند.

she prefers to buy precooked meals to save time.

او ترجیح می دهد برای صرفه جویی در زمان غذاهای از پیش پخته را خریداری کند.

precooked vegetables can be a great addition to any dish.

سبزیجات از پیش پخته می توانند یک افزودنی عالی به هر غذایی باشند.

he heated up some precooked sausages for breakfast.

او سوسیس های از پیش پخته را برای صبحانه گرم کرد.

they sell a variety of precooked meals at the grocery store.

آنها انواع غذاهای از پیش پخته را در فروشگاه مواد غذایی می فروشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید