predication

[ایالات متحده]/ˌpredi'keiʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ادعا؛ اعلام؛ [دستور زبان] عنصری از جمله که آنچه درباره موضوع تأیید یا رد می‌شود را بیان می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

make a predication

پیش‌بینی کردن

accurate predication

پیش‌بینی دقیق

economic predication

پیش‌بینی اقتصادی

جملات نمونه

make a predication about the future

پیش‌بینی در مورد آینده انجام دهید

the predication of the weather forecast

پیش‌بینی پیش‌بینی هواشناسی

base your decision on sound predication

تصمیم خود را بر اساس پیش‌بینی دقیق قرار دهید

the predication turned out to be accurate

پیش‌بینی در نهایت دقیق از کار درآمد

economic predication is often challenging

پیش‌بینی اقتصادی اغلب چالش‌برانگیز است

the company's predication of growth

پیش‌بینی رشد شرکت

rely on data for accurate predication

برای پیش‌بینی دقیق به داده‌ها تکیه کنید

make a predication based on trends

بر اساس روندها پیش‌بینی کنید

the predication was way off

پیش‌بینی بسیار دور از ذهن بود

scientific predication can be complex

پیش‌بینی علمی می‌تواند پیچیده باشد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید