assertion

[ایالات متحده]/əˈsɜːʃn/
[بریتانیا]/əˈsɜːrʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ادعا یا بیانیه، به ویژه به شیوه‌ای قوی یا مطمئن؛ اصرار بر یک حق، نظر، یا باور.

عبارات و ترکیب‌ها

make an assertion

اعتبار بخشیدن

strong assertion

اظهار نظر قوی

جملات نمونه

the assertion of his legal rights.

اظهار حقوق قانونی او

The assertion of the right to freedom is very important to all peoples.

اظهار حق آزادی برای همه مردم بسیار مهم است.

He made an assertion that he was not responsible for it.

او ادعایی کرد که مسئول آن نبوده است.

Avoid making intuitively obvious but unfounded assertions.

از بیان ادعاهایی که به طور شهودی واضح اما بی‌اساس هستند، خودداری کنید.

He attempts to rebut the assertion made by the prosecution witness.

او تلاش می‌کند ادعای شاهد متهم را رد کند.

Algorithmism asserts that phenomena and process of biosis are computable, and this assertion has gone on with Reductionism.

الگوریتمیسم ادعا می‌کند که پدیده‌ها و فرآیندهای زیستی قابل محاسبه هستند و این ادعا با کاهش‌گرایی همراه بوده است.

The Foreign Minister refuted the assertion that the developing countries are incapable of managing their industries.

وزیر امور خارجه ادعای مبنی بر اینکه کشورهای در حال توسعه قادر به مدیریت صنایع خود نیستند را رد کرد.

نمونه‌های واقعی

Presume that Mr He's assertions are truthful.

فرض کنید ادعاهای آقای ه درست هستند.

منبع: The Economist (Summary)

" There were no threats, just simple assertions" .

"تهدید وجود نداشت، فقط ادعاهای ساده ای وجود داشت."

منبع: VOA Daily Standard June 2021 Collection

And he made this new assertion about refugees.

و او این ادعای جدید در مورد پناهندگان را مطرح کرد.

منبع: NPR News March 2017 Compilation

Their work makes a rather startling assertion: the trait we commonly call talent is highly overrated.

تحقیقات آنها یک ادعای بسیار تکان دهنده می کند: ویژگی که معمولاً استعداد می نامیم بسیار اغراق آمیز است.

منبع: Past exam papers of the English reading section for the postgraduate entrance examination (English I).

He insisted that the physical evidence supported his assertion.

او اصرار داشت که شواهد فیزیکی از ادعای او حمایت می کند.

منبع: BBC Listening of the Month

But this survey contradicted that assertion.

اما این نظرسنجی با آن ادعا در تضاد بود.

منبع: Bloomberg Businessweek

Iran's envoy to the IAEA has rejected that assertion.

نماینده ایران در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی آن ادعا را رد کرده است.

منبع: BBC Listening Collection September 2021

Turkish officials earlier dismissed the Saudi assertion that Mr. Khashoggi died during a fistfight.

مقامات ترکیه پیشتر ادعای عربستان سعودی مبنی بر اینکه آقای خاشوگی در جریان درگیری مشت و مشتک جان باخته است را رد کردند.

منبع: BBC Listening Collection October 2018

The declassified documents bolstered the assertion that Oppenheimer had done nothing wrong.

اسناد طبقه بندی نشده ادعایی مبنی بر اینکه اپنهایمر هیچ کاری اشتباه نکرده است را تقویت کرد.

منبع: Encyclopædia Britannica

From now on, when I make an assertion, I need you to challenge it.

از این به بعد، وقتی ادعایی می کنم، نیاز دارم شما آن را به چالش بکشید.

منبع: The Big Bang Theory Season 8

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید