preforms

[ایالات متحده]/ˈpriːfɔːmz/
[بریتانیا]/ˈpriːfɔrmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از پیش شکل دادن
n. مواد یا اشکال از پیش ساخته شده

عبارات و ترکیب‌ها

preforms production

اجرای تولید

preforms design

اجرای طراحی

preforms manufacturing

اجرای تولید

preforms quality

اجرای کیفیت

preforms testing

اجرای تست

preforms analysis

اجرای تحلیل

preforms materials

اجرای مواد

preforms process

اجرای فرآیند

preforms applications

اجرای کاربردها

preforms technology

اجرای فناوری

جملات نمونه

the athlete preforms well under pressure.

ورزشکار تحت فشار عملکرد خوبی دارد.

she preforms her duties with great dedication.

او وظایف خود را با تعهد فراوان انجام می دهد.

the team preforms a variety of tasks efficiently.

تیم وظایف مختلف را به طور کارآمد انجام می دهد.

he preforms magic tricks to entertain the audience.

او برای سرگرمی مخاطبان، شعبده بازی انجام می دهد.

the software preforms data analysis in real-time.

نرم افزار تجزیه و تحلیل داده ها را در زمان واقعی انجام می دهد.

she preforms her role as a leader effectively.

او نقش خود را به عنوان یک رهبر به طور موثر انجام می دهد.

the musician preforms at various venues across the country.

موسیقی‌دان در مکان‌های مختلف در سراسر کشور اجرا می‌کند.

he preforms routine checks on the equipment.

او بررسی های روتین تجهیزات را انجام می دهد.

the chef preforms culinary experiments in the kitchen.

سرآشپز آزمایش های آشپزی را در آشپزخانه انجام می دهد.

she preforms her art with passion and creativity.

او هنر خود را با شور و خلاقیت انجام می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید