preheats oven
گرم کردن فر
preheats grill
گرم کردن گریل
preheats air fryer
گرم کردن سرخ کن هوا
preheats pan
گرم کردن تابه
preheats broiler
گرم کردن گریل بالایی
preheats skillet
گرم کردن ماهیتابه
preheats stovetop
گرم کردن اجاق گاز
preheats pizza stone
گرم کردن سنگ پیتزا
preheats barbecue
گرم کردن باربکیو
preheats toaster
گرم کردن توستر
the oven preheats to 350 degrees before baking.
فر قبل از پختن به دمای 350 درجه گرم می شود.
she preheats the grill for the barbecue.
او برای باربکیو گریل را از قبل گرم می کند.
before cooking, he preheats the frying pan.
قبل از پختن، او تابه را از قبل گرم می کند.
the chef always preheats the oven for better results.
سرآشپز همیشه برای نتایج بهتر فر را از قبل گرم می کند.
make sure the oven preheats before you start baking.
مطمئن شوید که فر را قبل از شروع پختن از قبل گرم کنید.
she preheats the toaster oven for the frozen pizza.
او فر توستری را برای پیتزای یخ زده از قبل گرم می کند.
the recipe says to preheat the oven for 10 minutes.
دستور العمل می گوید که فر را به مدت 10 دقیقه از قبل گرم کنید.
he preheats the air fryer for crispy fries.
او سرخ کن هوا را برای سیب زمینی سرخ شده ترد از قبل گرم می کند.
always preheats the oven to save cooking time.
همیشه فر را برای صرفه جویی در زمان پختن از قبل گرم کنید.
she preheats the slow cooker before adding ingredients.
او قبل از اضافه کردن مواد، آرام پز را از قبل گرم می کند.
preheats oven
گرم کردن فر
preheats grill
گرم کردن گریل
preheats air fryer
گرم کردن سرخ کن هوا
preheats pan
گرم کردن تابه
preheats broiler
گرم کردن گریل بالایی
preheats skillet
گرم کردن ماهیتابه
preheats stovetop
گرم کردن اجاق گاز
preheats pizza stone
گرم کردن سنگ پیتزا
preheats barbecue
گرم کردن باربکیو
preheats toaster
گرم کردن توستر
the oven preheats to 350 degrees before baking.
فر قبل از پختن به دمای 350 درجه گرم می شود.
she preheats the grill for the barbecue.
او برای باربکیو گریل را از قبل گرم می کند.
before cooking, he preheats the frying pan.
قبل از پختن، او تابه را از قبل گرم می کند.
the chef always preheats the oven for better results.
سرآشپز همیشه برای نتایج بهتر فر را از قبل گرم می کند.
make sure the oven preheats before you start baking.
مطمئن شوید که فر را قبل از شروع پختن از قبل گرم کنید.
she preheats the toaster oven for the frozen pizza.
او فر توستری را برای پیتزای یخ زده از قبل گرم می کند.
the recipe says to preheat the oven for 10 minutes.
دستور العمل می گوید که فر را به مدت 10 دقیقه از قبل گرم کنید.
he preheats the air fryer for crispy fries.
او سرخ کن هوا را برای سیب زمینی سرخ شده ترد از قبل گرم می کند.
always preheats the oven to save cooking time.
همیشه فر را برای صرفه جویی در زمان پختن از قبل گرم کنید.
she preheats the slow cooker before adding ingredients.
او قبل از اضافه کردن مواد، آرام پز را از قبل گرم می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید