refrigerates

[ایالات متحده]/rɪˈfrɪdʒ.ə.reɪts/
[بریتانیا]/rɪˈfrɪdʒ.ə.reɪts/

ترجمه

v. برای خنک کردن یا نگهداری غذا با کاهش دمای آن

عبارات و ترکیب‌ها

refrigerates food

خنک می‌کند غذا

refrigerates drinks

خنک می‌کند نوشیدنی‌ها

refrigerates leftovers

خنک می‌کند غذای باقی‌مانده

refrigerates vegetables

خنک می‌کند سبزیجات

refrigerates fruits

خنک می‌کند میوه‌ها

refrigerates meat

خنک می‌کند گوشت

refrigerates dairy

خنک می‌کند لبنیات

refrigerates sauces

خنک می‌کند سس‌ها

refrigerates eggs

خنک می‌کند تخم مرغ‌ها

refrigerates snacks

خنک می‌کند میان‌وعده‌ها

جملات نمونه

the refrigerator refrigerates food to keep it fresh.

یخچال غذا را خنک می‌کند تا تازه بماند.

she refrigerates the cake to prevent it from melting.

او کیک را خنک می‌کند تا از آب افتادن آن جلوگیری کند.

he always refrigerates leftovers for the next day.

او همیشه غذای باقی‌مانده را برای روز بعد خنک می‌کند.

this machine refrigerates the air in the room.

این دستگاه هوا را در اتاق خنک می‌کند.

they refrigerate drinks to serve them cold.

آنها نوشیدنی‌ها را خنک می‌کنند تا سرد سرو شوند.

she refrigerates the vegetables to maintain their crunchiness.

او سبزیجات را خنک می‌کند تا تردی آنها حفظ شود.

he refrigerates the meat to prevent spoilage.

او گوشت را خنک می‌کند تا از فاسد شدن آن جلوگیری کند.

the chef refrigerates the sauce for better flavor.

سرآشپز سس را برای داشتن طعم بهتر خنک می‌کند.

they refrigerate the wine to enhance its taste.

آنها شراب را خنک می‌کنند تا طعم آن بهبود یابد.

she refrigerates her skincare products for a refreshing effect.

او محصولات مراقبت از پوست خود را خنک می‌کند تا اثر خنک‌کننده داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید