premised on
مبتنی بر
premised upon
مبتنی بر
premised idea
ایده مبتنی
premised theory
تئوری مبتنی
premised statement
اظهارات مبتنی
premised assumption
فرضیات مبتنی
premised conclusion
نتیجهگیری مبتنی
premised argument
استدلال مبتنی
premised belief
باور مبتنی
premised condition
شرایط مبتنی
the proposal was premised on the assumption of increased funding.
پیشنهاد بر اساس فرضیه افزایش بودجه استوار بود.
her argument was premised on extensive research and data.
استدلال او بر اساس تحقیقات و دادههای گسترده استوار بود.
the project is premised on sustainable development practices.
این پروژه بر اساس شیوههای توسعه پایدار استوار است.
his theory is premised on the idea of social equality.
نظریه او بر اساس ایده برابری اجتماعی استوار است.
the decision was premised on the latest market trends.
تصمیم بر اساس آخرین روندها بازار استوار بود.
the success of the event is premised on effective marketing.
موفقیت رویداد بر اساس بازاریابی موثر استوار است.
her conclusions were premised on a thorough analysis of the data.
نتیجهگیریهای او بر اساس تجزیه و تحلیل کامل دادهها استوار بود.
our strategy is premised on strong customer engagement.
استراتژی ما بر اساس تعامل قوی مشتریان استوار است.
the policy changes are premised on public feedback.
تغییرات سیاست بر اساس بازخورد عمومی استوار است.
the film's plot is premised on a historical event.
طرح فیلم بر اساس یک رویداد تاریخی استوار است.
premised on
مبتنی بر
premised upon
مبتنی بر
premised idea
ایده مبتنی
premised theory
تئوری مبتنی
premised statement
اظهارات مبتنی
premised assumption
فرضیات مبتنی
premised conclusion
نتیجهگیری مبتنی
premised argument
استدلال مبتنی
premised belief
باور مبتنی
premised condition
شرایط مبتنی
the proposal was premised on the assumption of increased funding.
پیشنهاد بر اساس فرضیه افزایش بودجه استوار بود.
her argument was premised on extensive research and data.
استدلال او بر اساس تحقیقات و دادههای گسترده استوار بود.
the project is premised on sustainable development practices.
این پروژه بر اساس شیوههای توسعه پایدار استوار است.
his theory is premised on the idea of social equality.
نظریه او بر اساس ایده برابری اجتماعی استوار است.
the decision was premised on the latest market trends.
تصمیم بر اساس آخرین روندها بازار استوار بود.
the success of the event is premised on effective marketing.
موفقیت رویداد بر اساس بازاریابی موثر استوار است.
her conclusions were premised on a thorough analysis of the data.
نتیجهگیریهای او بر اساس تجزیه و تحلیل کامل دادهها استوار بود.
our strategy is premised on strong customer engagement.
استراتژی ما بر اساس تعامل قوی مشتریان استوار است.
the policy changes are premised on public feedback.
تغییرات سیاست بر اساس بازخورد عمومی استوار است.
the film's plot is premised on a historical event.
طرح فیلم بر اساس یک رویداد تاریخی استوار است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید