prentices

[ایالات متحده]/'prentɪs/
[بریتانیا]/ˈprɛntɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد تجربه؛ بی‌تجربه
n. شاگرد؛ شخصی که از یک کارفرمای ماهر حرفه‌ای را می‌آموزد
vt. به کسی شاگردی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

apprentice

کارآموز

جملات نمونه

Prentice had a word in somebody's shell-like.

پrentice کلمه‌ای در گوش شنیداری کسی داشت.

" prentice muttering exculpatory path.

" پrentices زمزمه یک مسیر تبرئه کننده.

I will try my prentice hand at it.

من سعی خواهم کرد با دست apprentice خودم آن را انجام دهم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید