presentability

[ایالات متحده]/ˌprɛzənˈteɪbɪlɪti/
[بریتانیا]/ˌprɛzənˈteɪbɪlɪti/

ترجمه

n. کیفیت قابل ارائه یا جذاب بودن

عبارات و ترکیب‌ها

presentability standards

استانداردهای ارائه

improve presentability

بهبود ارائه

assess presentability

ارزیابی ارائه

ensure presentability

اطمینان از ارائه

evaluate presentability

ارزیابی ارائه

presentability factors

عوامل ارائه

enhance presentability

تقویت ارائه

presentability issues

مشکلات ارائه

check presentability

بررسی ارائه

presentability criteria

معیارهای ارائه

جملات نمونه

her presentability at the meeting impressed everyone.

ظاهر آراسته او در جلسه همه را تحت تاثیر قرار داد.

improving your presentability can boost your confidence.

بهبود ظاهر آراسته شما می تواند اعتماد به نفس شما را افزایش دهد.

he focused on his presentability before the job interview.

او قبل از مصاحبه شغلی بر روی ظاهر آراسته خود تمرکز کرد.

her presentability is key to her success in sales.

ظاهر آراسته او کلید موفقیت او در فروش است.

presentability matters in professional environments.

ظاهر آراسته در محیط های حرفه ای مهم است.

they hired a consultant to improve their presentability.

آنها برای بهبود ظاهر آراسته خود مشاور استخدام کردند.

her lack of presentability affected her chances of promotion.

نبودن ظاهر آراسته در او شانس او را برای ارتقا تحت تاثیر قرار داد.

he understands the importance of presentability in business.

او اهمیت ظاهر آراسته در کسب و کار را می فهمد.

the event emphasized the presentability of all attendees.

این رویداد بر روی ظاهر آراسته همه شرکت کنندگان تاکید کرد.

investing in your presentability can yield great returns.

سرمایه گذاری در ظاهر آراسته شما می تواند بازدهی زیادی داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید