presentist

[ایالات متحده]/ˈprɛzəntɪst/
[بریتانیا]/ˈprɛzəntɪst/

ترجمه

n. کسی که وقایع، ایده‌ها یا آثار گذشته را بر اساس ارزش‌ها، استانداردها یا دیدگاه‌های امروز قضاوت یا تفسیر می‌کند، نه بر اساس زمینه تاریخی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

presentist bias

تعصب زمانی

presentist fallacy

وهم زمانی

presentist attitude

نگاه زمانی

presentist mindset

نگرش زمانی

presentist interpretation

تفسیر زمانی

presentist view

دیدگاه زمانی

presentist tendency

تمایل زمانی

presentist perspective

دیدگاه زمانی

presentist historians

تاریخ‌نگاران زمانی‌نگر

presentist approach

رویکرد زمانی

جملات نمونه

the historian warned against a presentist interpretation of medieval customs.

تاریخ‌نگار در مورد تفسیرهای زمان‌محور از رسوم قرون وسطی هشدار داد.

her presentist bias led her to judge ancient philosophers by modern standards.

تعصب زمان‌محور او باعث شد که فلاسفه باستان را با معیارهای مدرن قضاوت کند.

the presentist approach overlooks the context in which these decisions were made.

رویکرد زمان‌محور از زمینه تصمیم‌گیری‌ها غافل می‌شود.

critics accused the author of taking a presentist perspective in his biography.

منتقدان نویسنده را به داشتن دیدگاه زمان‌محور در زندگی‌نامه‌اش متهم کردند.

a presentist tendency dominates contemporary discussions of historical events.

تمایل زمان‌محور بر بحث‌های معاصر درباره رویدادهای تاریخی تسلط دارد.

the presentist mindset fails to appreciate the wisdom of earlier generations.

نگاهگاه زمان‌محور درک خرد نسل‌های گذشته را با شکست مواجه می‌کند.

their presentist reading of the constitution ignores its original meaning.

تفسیر زمان‌محور آن‌ها از قانون اساسی، معنای اصلی آن را نادیده می‌گیرد.

the presentist framework distorts our understanding of classical literature.

چارچوب زمان‌محور درک ما از ادبیات کلاسیک را تحریف می‌کند.

historians strive to avoid presentist attitudes when studying past cultures.

تاریخ‌نگاران تلاش می‌کنند از نگرش‌های زمان‌محور هنگام مطالعه فرهنگ‌های گذشته اجتناب کنند.

the presentist critique of traditional practices reveals more about us than them.

انتقاد زمان‌محور از سنت‌های سنتی بیشتر درباره ما نشان می‌دهد تا آن‌ها.

we need to resist presentist assumptions when analyzing historical figures.

ما باید در برابر فرضیات زمان‌محور هنگام تجزیه و تحلیل چهره‌های تاریخی مقاومت کنیم.

the presentist methodology often imposes contemporary values on the past.

روش‌شناسی زمان‌محور اغلب ارزش‌های معاصر را بر گذشته تحمیل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید