pressor

[ایالات متحده]/ˈprɛsə/
[بریتانیا]/ˈprɛsər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به افزایش فشار خون
n. ماده‌ای که فشار خون را افزایش می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

blood pressor

فشار خون

pressor agent

داروی فشار خون

pressor response

پاسخ فشار خون

pressor effect

اثر فشار خون

pressor medication

داروهای فشار خون

pressor therapy

درمان فشار خون

pressor mechanism

مکانیسم فشار خون

pressor drugs

داروهای فشار خون

pressor stimulation

تحریک فشار خون

pressor reflex

رفلکس فشار خون

جملات نمونه

the doctor prescribed a new pressor medication.

پزشک داروی فشار خون جدیدی تجویز کرد.

the pressor response was observed during the experiment.

پاسخ فشار خون در طول آزمایش مشاهده شد.

high blood pressure can be treated with pressor agents.

می‌توان با استفاده از عوامل فشار خون، فشار خون بالا را درمان کرد.

the pressor effect of the drug was significant.

اثر فشار خون داروی مورد نظر قابل توجه بود.

she felt a pressor sensation in her chest.

او یک حس فشار خون در قفسه سینه خود احساس کرد.

pressor activity can vary between individuals.

فعالیت فشار خون می‌تواند بین افراد متفاوت باشد.

monitoring pressor levels is essential in critical care.

نظارت بر سطح فشار خون در مراقبت‌های ویژه ضروری است.

the pressor response helps regulate blood flow.

پاسخ فشار خون به تنظیم جریان خون کمک می‌کند.

using a pressor can stabilize a patient's condition.

استفاده از فشار خون می‌تواند وضعیت بیمار را تثبیت کند.

understanding the pressor mechanism is crucial for treatment.

درک مکانیسم فشار خون برای درمان بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید