pressurized

[ایالات متحده]/ˈpreʃəraɪzd/
[بریتانیا]/'prɛʃəraɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تحت فشار، تحت فشار

عبارات و ترکیب‌ها

pressurized cabin

کابین تحت فشار

pressurized system

سیستم تحت فشار

pressurized water reactor

راکتور آب تحت فشار

pressurized air

هوا تحت فشار

جملات نمونه

pressurized section of an aircraft.

بخش تحت فشار هواپیما

an executive who was pressurized by a heavy workload.

مدیری که تحت فشار کاری سنگین بود.

the mixture was pressurized to 1,900 atmospheres.

مخلوط تحت فشار 1900 اتمسفر قرار گرفت.

The government have pressurized the farmers into producing more milk.

دولت farmers را تحت فشار قرار داده است تا شیر بیشتری تولید کنند.

OBJECTIVE The optimum extraction conditions of shionone from herbs Tatarian aster root were studied by means of orthogonal test and microwave-assisted and pressurized solvent extraction technique.

هدف: شرایط بهینه استخراج شیوونون از ریشه آستر تاتاری با استفاده از آزمون متعامد و تکنیک استخراج حلال با کمک امواج و فشار بررسی شد.

A new multiflow model of a pressurized spout fluid bed with a draft tube has been developed to investigate the voidage and the velocities of particle and gas in spout and annular region.

یک مدل چندفلو جدید از یک بستر سیال فلومی تحت فشار با یک لوله کششی توسعه یافته است تا حفرات و سرعت‌های ذرات و گاز در ناحیه لوله و ناحیه حلقوی مورد بررسی قرار گیرد.

That subterranean world, Onstott said, is a lightless pool of hot, pressurized salt water that stinks of sulfur and noxious gases humans would find unbreathable.

آن دنیای زیرزمینی، به گفته آنستوت، یک حوضچه تاریک از آب شور داغ و تحت فشار است که بوی گوگرد و گازهای مضر دارد که انسان‌ها نمی‌توانند آن را تنفس کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید