pretors

[ایالات متحده]/ˈpriːtə/
[بریتانیا]/ˈpriːtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مقام رسمی در روم باستان که اختیار داشت به عنوان قاضی عمل کند

عبارات و ترکیب‌ها

pretor court

دادگاه پرتور

pretor's role

نقش پرتور

pretor decision

تصمیم پرتور

pretor authority

اختیار پرتور

pretor jurisdiction

قضاوتی پرتور

pretor system

سیستم پرتور

pretor actions

اقدامات پرتور

pretor law

قانون پرتور

pretor duties

وظایف پرتور

pretor powers

قدرت های پرتور

جملات نمونه

the pretor presided over the trial.

قاضی بر محاکمه نظارت داشت.

as a pretor, he had significant authority.

به عنوان یک قاضی، او اختیار قابل توجهی داشت.

the pretor's decision was final.

تصمیم قاضی نهایی بود.

she studied ancient roman law to understand the role of a pretor.

او قوانین رومی باستان را مطالعه کرد تا نقش یک قاضی را درک کند.

the pretor issued a ruling on the case.

قاضی حکمی در مورد پرونده صادر کرد.

in ancient rome, a pretor could grant legal protection.

در روم باستان، یک قاضی می توانست حمایت قانونی ارائه دهد.

the pretor's duties included overseeing public trials.

وظایف قاضی شامل نظارت بر محاکمه های عمومی بود.

many citizens respected the authority of the pretor.

بسیاری از شهروندان به اقتدار قاضی احترام می گذاشتند.

the pretor played a crucial role in the judicial system.

قاضی نقش مهمی در سیستم قضایی ایفا می کرد.

the pretor's office was located in the forum.

دفتر قاضی در تالار قرار داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید