pretrial

[ایالات متحده]/priːˈtraɪəl/
[بریتانیا]/priˈtraɪəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. محاکمه قبل از وقوع
n. جلسه‌ای که قبل از محاکمه برگزار می‌شود؛ بررسی مقدماتی قبل از محاکمه
Word Forms
جمعpretrials

عبارات و ترکیب‌ها

pretrial hearing

گواهي مقدماتي

pretrial motion

دادخواست مقدماتي

pretrial detention

نگهداري مقدماتي

pretrial conference

كنفرانس مقدماتي

pretrial release

آزادي مقدماتي

pretrial services

خدمات مقدماتي

pretrial assessment

ارزيابي مقدماتي

pretrial discovery

كشف مقدماتي

pretrial agreement

توافقنامه مقدماتي

pretrial investigation

تحقيقات مقدماتي

جملات نمونه

the pretrial hearing was scheduled for next week.

جلسه مقدماتی برای هفته آینده برنامه ریزی شده بود.

during the pretrial process, both sides present their evidence.

در طول فرآیند مقدماتی، هر دو طرف شواهد خود را ارائه می دهند.

the lawyer filed a motion for pretrial dismissal.

وکیل دادخواست رد صلاحیت مقدماتی ارائه داد.

pretrial motions can significantly affect the outcome of a case.

حرکات مقدماتی می توانند تأثیر قابل توجهی بر نتیجه پرونده داشته باشند.

she was nervous about the pretrial arrangements.

او در مورد تنظیمات مقدماتی مضطرب بود.

the judge ruled on several pretrial motions today.

قاضی امروز در مورد چندین حرکت مقدماتی تصمیم گرفت.

pretrial services assess the risk of defendants.

خدمات مقدماتی خطر متهمان را ارزیابی می کنند.

they reached a pretrial agreement to settle the case.

آنها برای حل و فصل پرونده به توافق مقدماتی رسیدند.

the defendant was released on bail during the pretrial phase.

متهم در مرحله مقدماتی با قرار وثیقه آزاد شد.

pretrial discovery allows both parties to gather evidence.

کشف مقدماتی به هر دو طرف اجازه می دهد تا شواهد جمع آوری کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید